معتقدم امروز فقط زیبائی چهره نمی تونه ملاک انتخاب یک گوینده برای رسانه تلویزیون باشه ، گسترش علوم ارتباطی و مطرح شدن مفاهیم دیگری مانند ارتباط غیر کلامی ، موجب شده در بحث انتخاب گوینده و آموزش آن راههای علمی تری را دنبال کنیم بحث امروز من درباره ارتباط غیر کلامی و اهمیت آن در گویندگی است ارتباط غیر کلامی در مفهوم دقیق آن یعنی غیر زبانی ، تمام نشانه ها و علاماتی را شامل میشود که از طریقی غیر از زبان منتقل می کنند ، هر خبر دارای بار روحی مختص به خود است برخی خبرها از محتوی شادی برخوردارند ، بعضی خبرها شما را غمگین می کند و .... بنابراین گوینده ضمن اینکه متناسب با نوع خبر ( به لحاظ آهنگ کلام خود ) آن را اجرا می کند می تواند در کنار این موضوع از ارتباط غیر کلامی هم بهره ببرد همراهی چهره وبرخی حرکات دست گوینده با وجه موضوعات (مثبت یا منفی شاد یا غمگین و..)که نظر غالب مردم است نقش مهمی در ایجاد ارتباط موثرتر با مخاطب ایفا می کند .خاطرم هست هنگامی تیم ملی فوتبال در آخرین بازی خود در راه جام جهانی 2002 در منامه مقابل بحرین متوقف شد و از رسیدن به جام جهانی بازماند تاثر قلبی که من نسبت به این موضع داشتم( وشاید خیلی از بینندگان ) هنگام اجرای خبر و بعد از آن در بخش گفتگوی ویژه خبری کاملا محسوس بود ( البته همین جا این نکته رو هم ذکر کنم که این نظریه مخالفانی هم دارد دوستانی که معتقدند اولا گوینده باید آرامش را به بیننده خود منتقل کند و دوما جهت گیری در اجرای خبر واکنش منفی و احیانا موضع گیری مخاطب را به همراه دارد ، حتما توجه دارید که منظور من از ارتباط غیر کلامی جهت گیری به نفع یا بر علیه موضوعی نیست) به هرحال معتقدم گوینده هم انسانی مثل مخاطبانش دارای عواطف و احساسات که با بکارگیری صحیح و در حد معقول آن می تواند در ایجاد و استمرار یک ارتباط مطلوب با مخاطبان موفق باشد البته ذکر این نکته هم را ضروری می دانم که رعایت اعتدال در هرکاری توصیه شده است مثلا گوینده ورزشی باید به لحاظ ویژگیهای یک فضای ورزشی(سرزندگی ،شادابی و ...) معمولا لبخندی هم بر لب داشته باشد ولی همراهی این لبخند با خبر باخت تیم ملی .... حرفهای نا مربوط !! مخاطبان را در پی خواهد داشت ! پس مثل هر موضوع دیگری توجه به زمان و مکان را در بکارگیری تکنیکهای ارتباطی به شما و خودم توصیه می کنم تا بعد ...
ستارگان پارسی شعار قبلی تیم ملی بود که ظاهرا اعتراض نمایندگان مجلس را بدنبال داشت امروز شنیدم شعار تیم ملی در جام جهانی مردان خلیج فارس شده است راستی امشب در بخش گفتگوی ویژه خبری از شبکه دو سیما برانکو و دادکان رئیس فدراسیون فوتبال میهمان ما هستند برنامه گفتگوی یار دوازدهم تیم ملی را حتما ببینید !
وبلاگ ترجمه مطبوعاتی با نشانی http://press.blogfa.com را به دانشجویان و علاقمندان زبان تخصصی رشته های ارتباطات و روزنامه نگاری توصیه میکنم این سایت متعلق به پسر عموی بنده است شاهرخ از فارغ التحصیلان دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه است و تجارب خوبی در این زمینه دارد

یک مقام سرشناس در دولت گرهارد شرودر، صدر اعظم پيشين آلمان، هشدار داده است که ميهمانان رنگين پوست بازيهای جام جهانی فوتبال بهتر است در بعضی نقاط حومه برلين رفت و آمد نکنند زيرا ممکن است جان سالم به در نبرند.... البته من شنیدم که در شهر نورنبرگ هم که اولین بازی ایران مقابل مکزیک در گروه چهارم برگزار می شود عزیزان ! نژاد پرست آلمانی فراوانند ، خدا به خیر کنه
صدای جمهوری اسلامی ایران از ساعت ۱۸ امروز تولد فرزند دیگری را جشن گرفت ، فرزندی با نام زیبای گفتگو ، حضور رادیو گفتگو را در جمع سایر شبکه های رادیویی به فال نیک میگیرم و امیدوارم این شبکه بتواند فضای چند صدائی که منظور اصلی آن است ایجاد کند تصورم بر این است که رادیو گفتگو یا مجموعه رادیو را متحول می کند یا رادیو این فرزند خود را می خورد !!
مسئولان فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت ایران این روزها مشغول به قول معروف رو کم کنی بر سر برگزاری فینال جام حذفی هستند.گويى هيچ كدام از دو طرف به اهميت جام جهانی رقابتى كه قرار است در آن به ميدان برويم واقف نيست. رقابتى كه دنيا براى تماشاى آن ۴ سال صبر كرده است؛ كاش كمى صبور بوديم و كمى مدير... خدا فوتبال ما را از آسيب هر دو طرف حفظ كند. آمين!
فوتبال، اسير شر دو طرفه
همين كه من مى گويم
سازمان ورزش فدراسيون فوتبال را بايكوت كرد
شبکه خبری بی بی سی از اين که به جای گفت و گو با مهمان يکی از برنامه های زنده تلويزيونی با فردی جويای کار مصاحبه شده است ، عذرخواهی کرد.
"... ديويد بارون هر بار كه شروع به تدوين يك داستان خبري تازه در ذهنش مي كند، صداهايي را در مغزش مي شنود.« هميشه تصور مي كنم كه والتر كران كايت (مجري و گزارشگر پر سابقه برنامه اخبار شبكه تلويزيوني C.B.S) در حال خواندن و اجراي برنامه و مطلب تهيه شده توسط من است و وقتي كار به اينجا مي كشد، خيالم راحت مي شود زيرا به اين نتيجه مي رسم كه اوضاع روبراه است و در مسيري صحيح گام بر مي دارم ؛ اين بهترين راه است كه يك نفر گزارش تان را بخواند و شما صدايش را در مغزتان بشنويد بدون اين كه ماجرا احمقانه جلوه كند.»
«بارون» معاون دبير سرويس ورزشي روزنامه هوستون كرانيكل مدت ها است كه تحت عنوان گزارشگر، تدوين گر و معاون دبير سرويس شهري هم كار مي كند و 20 سال تجربه حضور در حرفه خبرنگاري دارد؛ بنابراين، تجربه به او مي گويد، پس از كامل شدن كارش در حوزه خبري، در راه بازگشت به دفتر روزنامه «ليد» گزارش را در ذهنش مرور كند. او طي اين مدت حتي 5 يا 6 جمله اول گزارش اش را هم در ذهنش طراحي و پياده و اجرا مي كند، به طوري كه وقتي وارد اداره مي شود ادامه اش را نيز در ذهنش دارد: بقيه
ادامه مطلب
دنیای ما خیلی کوچیکه ، خیلی ، امروز اتفاقی توی یکی از استودیوهای رادیو معلم دوران دبستان خودم را دیدم البته ایشون منو شناخت سال ۱۳۵۸ خانم فراهانی،یادم میاد اون روزا تو کتاب فارسیمون ! شعر بلند و زیبای آرش کمانگیر رو داشتیم ، من عاشق جوانمردی و پهلوانی آرش بودم خصوصا پایان درام آن که توی اون سن وسال بچگی خیلی به دلم می نشست ، بچه شیطونی بودم و تا دلت بخواد اهل دعوا ! خانم فراهانی جریمه ام کرد و قرار شد تمام شعر آرش کمانگیر را حفظ کنم و جلوی بچه ها بخونم ، چه تنبیه شیرینی ! یادش بخیر ۲۹ سال می گذره ، جلوی بچه ها خجالت می کشیدم ولی تشویقهای معلم مهربان قوت قلبم بود ، آرش کمانگیر را خوندم اول با صدای گرفته و بعد با صدائی رساو مطمئن ،.... سالها گذشت و من کارم را ادامه دادم توی مدرسه دعای سر صف و ترجمه قرآن را خواندم ، بعدها روزنامه دیواری مدرسه را می نوشتم و ....امروز گوینده ام !

نام : کامران ،نام خانوادگی : نجف زاده .... متاهل
متولد : ۲۲اردیبهشت ۱۳۵۷
شروع کار مطبوعاتی :۱۳۷۵
زمینه کاری : گزارش روز (سیاسی اجتماعی )
تحصیلات :مهندسی کشاورزی از دانشگاه آزاد کرج
شروع کار در صداوسیما سال ۱۳۸۲
کامران نجف زاده از اون دسته خبرنگاران با استعدادی که خیلی زود به قول ما گل کرده و رمز موفقیتش هم در اینه که برای هر گزارش فکر و برنامه دقیق داره کامران میگه سوژه های گزارش را از صحبتهای مردم پیدا می کنه و البته از شبکه های خارجی هم برای ساخت گزارشها الگو میگیره ،کامران و همسرش هر دو روزنامه نگار هستند و شاید هم در کار رقیب هم ! نجف زاده معتقده ژورنالیستها به بهشت نمی روند حالا چرا از خودش بپرسید ایمیل کامران :kamran_naj@yahoo.com
|
معرفي كتاب: سياستهاي خبري و چالشهاي فرهنگي | |
|
عنوان كامل |
سياستهاي خبري و چالشهاي فرهنگي
(مجموعه سخنراني هاي احمد مسجد جامعي درباره خبرگزاري ها) |
|
نويسنده |
احمد مسجد جامعي |
|
سال انتشار |
1384 |
|
انتشارات |
خبرگزاري جمهوري اسلامي88800171 |
|
تعداد صفحه |
164 |
|
قيمت |
7000ريال |
یکی از دوستان گوینده به من می گفت ، روزی در خیابان یکی از بینندگان عزیز من را دید و گفت شما چقدر حقوق می گیرد تا همه این خبرها را حفظ کنید ! واقعا کار سختی است ... به عنوان یک اصل ،در کار رسانه ای تلویزیون هر چه نگاه یک گوینده به مخاطب خودش بیشتر ، ملموس تر و نزدیکتر باشد ، قطعا در جذب او موفق تر خواهد بود برای اینکا ر ما در کار گویندگی از وسیله ای بنام اتوکیو که ترجمه فارسی آن متن نما استفاده می کنیم این وسیله که شکل آن را در زیر این متن می بینید برای تسهیل حالت محاوره ای گوینده است ، این وسیله ارتباط چشمی و محاوره ای گوینده خبر با مخاطب را محکم می کند و گوینده خبر تلاش می کند با نگاه کردن به اتو کیو ( نه خیره شدن ) توجه شما بینندگان عزیز ! را به خود ودر نهایت خبر جلب کند ، شکل کلی هم به اینصورت است که جلوی لنز دوربین یک صفحه LCD قرار می گیرد و متن خبر بر روی آن بوسیله پدالی که زیر پای گوینده است حرکت می کند در واقع هماهنگی حرکت چشمها بر روی متن و میزان فشردن پدال که سرعت حرکت متن را بر روی صفحه کامپیوتر را تعیین می کند اصول فنی بکارگیری اتوکیوست . بنابراین اگر دیدید گوینده محترم مدام سرش پائین است بدانید مطمئنا از اتوکیو استفاده نمی کند و قطعا این گوینده محترم در محاوره ای کردن خبر موفق نیست !

کار کردن گوینده با دستگاه اتوکیو
قبول کنید بیشتر ما مردم دقیقه نود هستیم ، کارها را واگذار می کنیم به آخرین لحظات و بعد هم خوب معلوم است که در زمان کم نتیجه کارمان چه خواهد بود ؟ از درس خواندمان در زمان مدرسه ودانشگاه !گرفته تا کارها و پروژه های اداری و تا..... مصاحبه ! بله در مصاحبه ، به عنوان یک تجربه شخصی ، در طول سالهائی که به عنوان مجری میزگردهای رادیویی یا تلویزیونی حضور داشتم ، معمولا میهمانان عزیز ما بعد از کلی حاشیه رفتن و اضافه گوئی ! وقتی به آنها اعلام می کنم شما یک دقیقه وقت دارید تازه شروع می کنند به بیان حرفهای اصلی و خبری که من و مخاطب محترم یکساعت است ! منتظر آن هستیم ، وجالبه که بیشتر خبرها ومطالبی که بعدا استفاده می کنیم از همین یک دقیقه پایانی استفاده می شود ، من اسم این لحظات ارزشمند مصاحبه را زمان طلائی می گذارم این نام از رشته های رزمی که در آنها دقایق اضافه مسابقه را زمان طلائی می گویند و مبارز با اولین ضربه امتیاز آور برنده می شود ، انتخاب کردم.


مکه مکرمه تابستان ۱۳۸۳ استودیو جام جم ۱۳۸۴
جشن قهرمان قهرمانان سال گذشته که بازهم رضازاده انتخاب شد ، حواشی جالبی هم داشت مثلا نه قهرمان برتر ( به جز رضازاده ) به انتخاب چند باره رضازاده سخت معترض بودند و حتی صحبت از شرکت نکردن هم بود ( به گفته برخی از آنها ) این مطلب را اسفند ماه سال 83 از ایلنا انتخاب کردم ودر آرشیو داشتم خواندن آن بد نیست ، البته مقداری خلاصه شده است:
آن "خفته ابن بابويه" نان مدالهايش را نخورد ؛ هرگز !
" حاج حسين" براي مردم بمان !
از : رضا عباسي ( خبرنگار سرويس ورزشي ايلنا )
چقدر سخت است باورهايت را ببيني شكسته , ريخته واريخته , تنديس عظيم رو به رويت به چشم برهم زدني بر خاك و.... تو مانده اي با خالي عظيم درونت! اينجا همه چيز معنايي ديگر گونه يافته , راست مي گفت , راست مي گفت ؛ بزرگترين ظلم را به اين واژه ها روا داشته ايم, شده اند پوك , شده اند خالي. از هلسينكي آمده بود , با طلاي المپيك , تو بگو سكه خورشيد ؛ آمده بود و انگار نه انگار كه پشت همه را بر خاك رسانده است.پرسيده بودند: نترسيدي ببازي ؟ گفته بود :" ترسيدم, ترسيدم دست هايم خالي باشد براي مردمم , ترسيدم اين ملت , بي شادي بماند و بي غرور , ديگر جز از خدا از هيچ نترسيدم".رفته بود و بي مدال برگشته بود , پنجم شده بود شايد , آمده بود مهرآباد و بعد غوغا , همان غوغا بود عجب .... يكي كه در باغ نبود ، گفته بود : " آفرين , اين جوان هم كه باز طلا گرفت" , ندانسته بود كه "مدالي" در ميان نيست. پنجم شده بود آن جوان شايد ؛ در قلب مردمش بود , انگار طلا آورده بود پس!
يكي بگويد به اين جماعت , يكي بگويد كه آن خفته در" ابن بابويه" پهلوان بود , نان مدال هاي رنگارنگش را نخورد هرگز , يكي بگويد مردمش به سينه نشان پهلواني زدند ؛ يكي بگويد كه نمي شود ، پشت ميزت بنشيني و قباي پهلواني به اين و آن بدوزي , يكي بگويد ، نمي شود ، زلزله بيايد و آوار شود دست تا دست , بعد تو درگير "خودت" باشي و بعد هم بشوي پهلوان!
ادامه مطلب
| دكتر مهدي محسنيانراد: نبود خط قرمز در راديو «گفتوگو» يكي از چالشهاي پيش روست |
نخستين همانديشي مديران، كارشناسان و برنامهسازان راديو با حضور استادان حوزهي رسانه هفدهم ارديبهشت ماه در تالار كنفرانس معاونت صدا برگزار شد. به گزارش خبرنگار سرويس راديو ايسنا، دكتر مهدي محسنيانراد ـ عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق(ع) ـ، اظهار كرد: تا كنون هر شبكه بر اساس محتوا و مخاطب شكل گرفته است، ولي براي نخستين بار از يك قالب به نام گفتوگو براي راهاندازي شبكهاي استفاده شده است. وي افزود: «گفتوگو» خصلت عجيبي دارد، چرا كه در صورت ايجاد برش در آن، اختلال ايجاد ميشود. چون گفتوگو آغاز و پاياني دارد. اين عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه اظهار كرد: چنين ويژگي در خصلت راديو نيست. بلكه از ويژگيهاي رسانههاي مكتوب است، چون مخاطب ميتواند هر زمان كه فرصت داشت مطلبي را مطالعه كند. اين مشكلي است كه نميدانيم كه چه طور ميخواهيم آن را حل كنيم.
ادامه مطلب
سر چهار راه برای چراغ قرمز با ماشینت ایستادی ! یک مجموعه دیدنی و تحقیقی خوب به نظر من در همین یک دقیقه ای که معطل چراغ هستی جلوی روی شما در جریانه ، معتادان جویای کار که شیشه اتومبیلتان را ول نمی کنند ! کودکان کم وسن سال که با سماجت دنبال فروش محصولات گران خود هستند و زنان !! گروه های متعددی از زنان در سنین مختلف به همراه کودکان خود گرفتار پدیده فقر هستند ، چندی پیش تحقیقی را می خواندم از خانم هدایتی یکی از پژوهشگران صدا وسیما که به بررسی پدیده زنانه شدن فقر و علل آن پرداخته بود از جمله مهمترین دلایلی که ایشان برای زنانه شدن فقر برشمرده است :
-
رشد جمعیت زنان در دهه های اخیر
-
توسعه ساختاری فقر ( اگر روزگاری نداشتن نان شب فقر محسوب می شد امروز فقر به لحاظ شکلی توسعه یافته تر شده و مواردی مانند توزیع نامناسب امکانات آموزشی ، وضع نابرابر در بازار کار و ...را در بر می گیرد )
-
افزایش ۵۰ درصدی زنان زیر خط فقر ( بر اساس گزارش فائو از دهه ۱۹۷۰ تاکنون تعداد زنان زیر خط فقر ،۵۰ درصد افزایش یافته در حالیکه این میزان برای مردان ۳۰ درصد بوده است )
-
افزایش سهم آسیب پذیری اجتماعی زنان ( در حال حاضر یک میلیون و صد هزار خانواده زن سرپرست در کشور وجود دارد که در صد کمی از آنها تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار دارند )
-
افزایش زنان جویای کار (فقر و مشکلات اقتصادی و زمین های آن ، باعث گرایش زنان به سمت بازار کار شده است و گاهی این وضع با سوء استفاده افراد سود جو منتهی به گرفتاری برخی زنان در باندهای فساد و قاچاق می شود )
تشکر ویژه از همه دوستانی که نسبت به بنده محبت دارند امیدوارم مصاحب خوبی برای شما باشم و اما یادآوری یک نکته ، در این وبلاگ بنده در باره خودم و مطالبی که از آنها اطلاع دارم و مسئولیت آن با خود بنده است صحبت می کنم بنابراین در باره دیگران و یا مطالبی که مربوط به افراد و حوزه های دیگر می شود ،نظری ندارم ، لطفا به این موضوع توجه کنید !!
بدون تعارف باید بخش اخبار ورزشی را یکی از پر مخاطبترین بخشهای خبری سازمان صداوسیما دانست جمعیت جوان ایران و تحرک وسرزندگی که از نشانه های این جمع محسوب می شود از علل مهم توجه به بخشهای مختلف خبر ورزشی است مجموعه خبری پخش خبر سیما ، شبکه خبر، خبر شبکه جهانی جام جم (برای ایرانیان خارج از کشور ) و همینطور پخش خبر رادیو در ساعت مختلف شبانه روز با ارائه جدیدترین خبرها سعی در پاسخگوئی مناسب به نیازهای خبری مخاطبان مطلع و پیگیر خود دارند ولی نگاهی به شکل پخش خبرها و گزارشهای خبری نشان می دهد که به جز برخی برنامه های تولیدی شبکه خبر، در سایر مواقع عملکرد موفقی نداشته ایم. پخش مکرر خبرها و تکرار گزارشها در بخش های خبری رادیو و تلویزیون بار کارشناسی مناسب را ندارد مثلا صدای گزارشی که برای ببینده تلویزیون پخش می گردد در خبر رادیو هم استفاده می شود! گزارش خبری که در شبکه ملی با تعریف خاص مخاطبان خود ارائه می شود روز بعد در خبرهای شبکه های تخصصی هم پخش می گردد ! و...به عقیده من سوای اشکالات تکنیکی که درآموزش خاص نیروی انسانی اخبار ورزشی وجود دارد دستور العمل تعریف شده ای هم برای ارائه خبر از شبکه های خبری بصورت مدون و حساب شده وجود ندارد مثلا شبکه خبر درباره بر کناری سرمربی تیم ملی فوتبال شیوه های خود را دنبال می کند و پخش خبر سیما موضعی متفاوت دارد.یا در برخی مواقع در ان واحد یک موضوع در مجموعه خبری هم تائید می شود وهم رد می گردد! واقعیت این است که ما در پخش خبرها نگاه دقیقی به سواد مخاطبان خود نداریم و خبرهای ورزشی همچنان با ادبیات خاص خود پخش می گردد و طبیعتا رضایت مخاطبان را به همراه ندارد دراین مورد بازهم خواهم نوشت ......
مرتبط : مخاطب شناسي شرط اول كار رسانه أ ي
خانم مهناز شیرازی گوینده توانای شبکه دو را می شناسید ،متاسفانه چند وقتی است این همکار پیشکسوت (با۱۷ سال سابقه گویندگی خبر ) دچار دیسک کمر و مشکلات مربوط به این بیماری است ، آرزو میکنیم خانم شیرازی زودتر سلامتی خود را بدست آورد و مجددا ایشان را بر صفحه تلویزیون ببینیم ، انشاالله
در بخش معرفی ویژگیهای گوینده یک مقدار تاخیر افتاد ، راستش من تا با وبلاگ و تکنیکهای آن آشنا شوم یک مقدار کار می برد !! واما بحث این فرصت ما از شما بییندگان محترم زیاد این کلام را شنیدم که از گوینده ای تعریف می کنید و از دیگری انتقاد ! دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد یکی از مهمترین اونها مسلط نبودن مجری ها بر روی مطالبی است که ارائه می دهند چه باید کرد ؟ این مطلبی را که می گوئیم راهی است که خودم پیمودم و نتیجه بدی نگرفتم ، در کار خبری مخصوصا ! گوینده ای که می خواهد به استودیو پخش زنده برسد باید مراحلی را طی کند به نظر من شروع کار با خبرنگاری و گزارشگری است گوینده که مراتب رشد خود را از دل این دو حرفه بسیار کلیدی آغاز کرده موفق است چرا که توان بداهه گویی او بالا می رود و نوشتن خبر ،بستن گزارش، ارتباط زنده ، برخورد با مردم و مسئولان و بسیاری از موارد دیگر را یاد میگیرد و در نهایت به درک درستی از کار خبری و تهیه و شناخت خبر می رسد خوب پس این می تواند گام اول باشد در ادامه راه گوینده ای که کار خود را از رادیو آغاز کرده است قطعا موفقتر خواهد بود چرا که در رادیو یاد میگیرد بر کلام و آهنگ اجرای متون مختلف خبری تسلط بیشتری پیدا کند ( بدون تعارف بگم گویندگان زیادی داریم که شیوه خواندن خبر هواشناسی او با خواندن یک خبر اقتصادی مهم تفاوت نمیکند !) بعد از این مراحل که معمولا چند سالی زمان می برد گوینده پخته تر و آماده تر شده ( اگر اتفاقی نیقتد) وبه رژی پخش زنده می رسد و برای گویندگی خبر بسیار آماده است ، در این زمان وقتی شما اجرای او را از تلویزیون می بینید و به دلتان می نشیند ، می گوئید عجب گوینده خوبی است !!
مرتبط:
سالها پیش تازه آوازه آندره آغاسی تنیسور مشهور آمریکائی پیچیده بود و گفته می شد این ورزشکار سرشناس ایرانی الاصل است، ما را میگی دیگه از خوشحالی داشتیم پر در می اوردیم یه ایرانی اومده بوریس بیکر قهرمان افسانه ای تنیس جهان را شکست داده ، اووووووووو... خلاصه خیلی با ایرانی بودن ایشون بقول خودمون حال می کردیم تا اون روز که .... شنیدم در آلمان وقتی مجری برنامه از آغاسی می پرسه شما یک ایرانی هستید با ناراحتی جواب می ده خوشم نمی آید کسی منو ایرانی بدونه من یک آمریکائیم ! صحبتهای اسطوره قلابی ما پایانی بود بر خوش خیالی های امثال بنده ، بله او نمی خواست حقیقت ایرانی بودنش را قبول کند ، ... امشب در بخش گفتگوی جام جم با خانواده آقای مهندس خسرو یار آشنا شدیم ، مهندس خسرو یار پس از سالها اقامت در آمریکا ، برای شرکت در پروژه های عظیم منطقه عسلوئیه به کشورمان آمده تا سهمی در سازندگی ایران داشته باشد در کنار ایشان دختر او هم یعنی کتایون خسرو یار با اصرار خود هنگامی که نه ماه پیش به ایران آمده از پدر خواسته تا در وطن خود بماند و زندگی را در اینجا ادامه دهد ، کتایون خسرو یار پس از حضور در ایران با فدراسیون فوتبال تماس می گیرد وتقاضای حضور در تمرینات تیم ملی بانوان را می کند و این سرآغاز درخشش او در تیم کشورش ایران بود آرزوی خسرو یار حضور تیم ایران در رقابتهای جام جهانی بانوان است ، بعد از سالها که بغض آغاسی را داشتم دیدن هموطنانی که دلشان برای ایران می تپد ، جالب بود
بخش گفتگوی خبر ورزشی شبکه جام جم امشب دو میهمان خانم اونهم از نوع فوتبالی ! داره ، خانمها مظفر سرمربی تیم فوتبال زنان ایران و کتایون خسرویار بازیکن کلیدی و گلزن تیم زنان کشورمان ، میهمان گفتگوی خبری از شبکه جهانی جام جم هستند ، یک نکته جالب هم براتون بگم خانم خسرو یار متولد آمریکاست که الان در ایران درس می خونه و به گفته مربیان تیم ایران هم در دریبلینگ ! و هم جاگیری برای گل زدن هوش سرشاری داره ، گفتگوی امشب را از دست ندین ! ساعت ۴۵/۱۸ جام جم یک ، البته اگر سئوالی هم دارید کامنت بگذارید ، لطفا !
شهرت چیز خوبیه و مردم هم معمولا دنبالش هستند ! شهرت می تونه در قالب یک ستاره ورزشی باشه ، می تونه در قالب یک بازیگر سینما با داستانهای مربوطه ! باشه ، می تونه یک معلم شریف وخوش سابقه باشه ،می تونه یک بقال خوش حساب وبه قول معروف خداترس باشه ،می تونه یک سیاستمدار مردمی ودلسوز باشه و ..... می تونه در قالب یک گوینده خبر تلویزیونی با تعاریف خاص خودش باشه ، این یک واقعیته که بیشتر مردم دنبال شهرت هستند و وقتی به اون رسیدند تازه دلشون برای روزائی که برای خودشون زندگی می کردند تنگ میشه و دلشون می خواد اون جوری که دوست دارند زندگی کنند نه اونطوری مردم ازشون انتظار دارند ! جالب نه ؟ چند وقت پیش در یکی از خیابانهای تهران با یکی از هموطنان عزیز تصادف کردم ، دست بر قضا تقصیر کار هم ایشان بودند ، این هموطن خوب که تا دلتون بخواد اعصابشان خورد بود از ماشین پائین آمدند و بدون رعایت ادبیات معمول تصادف !! من را کلی شرمنده خودش کرد ! در همین حال تعدادی از کارشناسان تصادف که در هرخیابانی ده تائی از آنها پیدا می شه دور ما جمع شدند و کار یکم بالا گرفت ! .... چند دقیقه بعد دوستان گشت ۱۱۰ رسیدند و نگهداشتند که ببینند چه خبره ،جناب سروان محترم سرتیم گروه که فکر کنم از هموطنان آذری زبان هم بود همان اول که نگاهش به بنده افتاد دقیق شد( فکر کنم یادش نمی آمد من را کجا دیده ) و امد جلو یکم ورنداز کرد و گفت : خوب ،سابقه دار هم که هستی ؟!! لطف خدای بزرگ شامل حال بنده بود که تعدادی از هموطنان عزیز ( یا همان بینندگان محترم خودمان ) بواسطه همان شهرته ! من را شناختند و گفتند بابا این گوینده خبر ورزشیه ، والا شباهت بنده با مجرمان تحت تعقیب جناب سروان ، شاید فرصت نوشتن این مطلب را برای شما نمی داد !
ضد گزارشی از علل افت تیراژ روزنامه ها و نشریات ایران
شاید مقایسه روزنامه های مابا ژاپن ویا سایرکشورها چیزی مثل مقایسه لیگ برتر ایران با جی لیگ باشد. مقایسه ای نادرست، مضحک یا بقول مجریهای صداوسیما قیاس مع الفارق ! اما فقط جهت اطلاع وشاید هم محض تفکر برای رسیدن به تحلیلی درست و برنامه ریزی بهتر در رسیدن به استانداردهای جهانی لازم باشد مروری بر آمارهای روزنامه ها وژورنالهای غیرفارسی زبان داشته باشیم ونیم نگاهی نیز به نشریات خودمان.
ادامه مطلب
کم کم داریم اعتبارمان را از دست میدهیم ! بازهم میهمان ما نیامد ، امیر خان قلعه نوعی بعد از قهرمانی استقلال کلی تغییر رویه داده اند البته حق هم دارند چرا که اشکال از ماست ! می پرسید چرا عرض میکنم، نگاه کنید مثلا وقتی یک مسابقه فوتبال تمام می شود از شبکه خبر ، از واحد مرکزی خبر ، از شبکه جهانی جام جم ، از حداقل چند برنامه تولیدی سیما و به همه اینها بچه های باشگاه خبرنگاران جوان را هم اضافه کنید جلوی آقای سرمربی را می گیرند و نظر ایشان را در باره یک موضوع واحد ( مثلا بازی فلان تیم با فلان تیم) جویا می شوند و نکته جالبتر اینکه همه این گزارشها با مضمون تقریبا یکسان از شبکه های مختلف پخش می شود ،این وضع در شرایطی است که شبکه های ما هنوز به لحاظ مخاطب تخصصی تفکیک خاص خود را پیدا نکرده اند ! در چنین شرایطی ، کم کم این تعدد دوربینها منجر به بد اخلاقی و کم التفاتی دوستان ! به رسانه و مخاطبان آن می شود ، کم کم در این حجم وسیع اطلاع رسانی ! موارد پیش پا افتاده و بسیار سطحی هم برای پر کردن وقت آنتن دیده می شود و جان کلام اینکه در یک جاهائی می شوید بدهکار دوستان محترم و مشهور شده که بصورت گزینشی پاسخ رسانه را می دهند. چندی پیش در برنامه ای با حضور استاد گرامی سلطانیفر و آقای منوچهر زندی به بررسی پدیده زرد نویسی در مطبوعات پرداختیم و یکی از نتایج آن این بود که حضور حدودا ۱۶ روزنامه ورزشی ( غیر از هفته نامه ها و ... ) خیلی بیشتر از پتانسیل خبری ورزش ایران است تازه در کنار آن ما نیروی متخصص این کار را هم تربیت نکردیم و این موضوع ضربات زیادی به ساختار ورزشی نویسی ما وارد کرده است من با اجازه شما عینا همین بحث را در برنامه ها و شبکه های خبری خودمان مطرح می کنم در حالی که گاهی اهمیت یک موضوع خبری چندان هم بالا نیست و لی برای اینکه بگوئیم با میکروفون و لوگوی شبکه ما ! این گزارش تهیه شده ، چند دوربین را در رویدادهای مختلف ملاحضه می کنید که مشغول ضبط تصاویر هستند و در بسیاری از موارد همکاران ما حتی آشنائی لازم با کار رسانه ای در تلویزیون را ندارند و نتیجه همین می شود که می بینیم ... بله واقعیت این است که خود ما هم در بی اعتباری شبکه ها مقصریم !
خبر ساعت ۲۱ امشب را نگاه کردید ؟خبر خوب رونمائی از کتاب ارزشمند دکتر محسنیان راد با عنوان ایران در چهار کهکشان ارتباطی پخش شد ، این کتاب تاریخ ارتباطات ایران را با الهام از نظریه سه کهکشان مارشال مک لوهان مرور کرده است و دکتر ارجمند به این نتیجه رسیده اند که تمدن کهن ایران به جای سه کهکشان ، چهار کهکشان ارتباطی را طی کرده است .دکتر محسنیان راد از جمله اساتید مسلم علوم ارتباطات ایران هستند که نظریه بازار پیام ایشان در مجامع و محافل تخصصی ارتباطات شهرت جهانی هم دارد ، به دکتر عزیز خسته نباشید می گیم. راستی این کتاب را انتشارات سروش در سه جلد منتشر کرده است .
برای دوستداران فوتبال و خصوصا طرفداران تیم استقلال این مطلب را می گم فردا در بخش گفتگوی خبر ورزشی جام جم امیر قلعه نوعی سرمربی استقلال تهران میهمان ماست بحثهای خوبی را می شود طرح کرد در فنون مصاحبه یاد می گیریم که از بین سئوالات کلی و سئوالات جزئی ، معمولا سئوالات جزئی مصاحبه را جذابتر می کند چرا که هدفمند تر و مشخص تره ، این نوع سئوالات چون پاسخ مشخصی هم می طلبد بنابراین محیط مصاحبه را به سوی سردی و کم شدن صمیمیت پیش می برد ! این مرحله آزمون بزرگی برای مصاحبه کننده است ، می تواند به وظیفه رسانه ای خود در نقش یک قاضی دقیق و کشف حقایق که در نهایت رضایت مخاطب ( یعنی شما بینندگان عزیز ) را به همراه دارد ، عمل کند یا یک جوری کنار بیاید و رفاقتش را حفظ کند ! کدام مورد را شما توصیه می کنید و چرا ؟
(این مقاله در ماهنامه علمی - تخصصی رادیو چاپ شده است )
مدیر مسئول یکی از هفته نامه های کشورکه معمولا به اخبار جنجالی وعامه پسند می پردازد ادعا می کرد این نشریه با 50 هزار تیراژ با متقاضیان زیاد معمولا به چاپ دوم می رسد از روی کنجکاوی چند هفته ای مطالب این هفته نامه را دقیق و جزءبه جزء نگاه کردم و خواندم ،به جرات تنها چند مطلب خبری بکر ودست اول دیدم ولی در کنار همان چند خبر، خبرهای متعددی ازحواشی و وقایع مرتبط با ان اخبار را با نثر مناسب یافتم ،مطالبی که خوانندگان به خاطر نوع موضوعاتش با حرص وولع ! ان را هر هفته دنبال می کنند.در یک نگاه کلی واقعیت امر این است که امروز مردم ما زیاد حوصله پیگیری مطالب(برنامه ها ) خیلی جدی و با ادبیات سنگین را ندارند و بدنبال برنامه هائی هستند که اطلاعات محدود یا سرگرم کننده به انها بدهند ومسائلی از رسانه ببینند یا بشوند که دنبال ان هستند و برایشان اهمیت دارد .در نوشتاری که امیدوارم ان را تا پایان به دقت مطالعه کنید در خصوص برنامه سازی در رادیو به سبک وسیاق نشریات زرد پرداخته ام .
- خصوصیات مطبوعات زرد
مطبوعات زرد در نگاه کلی در مقابل مطبوعات کیفی قرار می گیرند .ویژگیهای این دسته از مطبوعات را می توانیم این گونه بیان کنیم به لحاظ صوری قطع کوچک ،عناوین یاتیترهای درشت ،عکسهای فراوان و استفاده از رنگ از لحاظ محتوائی هم پرداختن به حوزه های حوادث ،جنایت ،عشق ،ورزش و ... با رویکردی هیجانی وزبانی ساده مهمترین خصوصیات این نوع نشریات است در کنار این فاکتورها تیراژبالا و قیمت پائین هم به مدد انها می اید تا مشتریان بیشتری جذب کنند .مطبوعات زرد به شدت سرگرم کننده اند و سواد رسانه ای بالائی را طلب نمی کنند .یونس شکر خواه استاد ارتباطات نشریات زرد را اینگونه تعریف می کند "اصطلاح مطبوعات زرد یا روزنامه نگاری زرد واژه ای است که در غرب از ان تحت عنوان Yellow Journalism (1) یاد می کنند در این شکل روزنامه نگاری اصلی ترین هدف جذب مخاطب است و چندان به محتوای ان نمی پردازند "
مرتبط:
ادامه مطلب
قهرمانی استقلال در لیگ برتر فوتبال ایران ، قهرمانی چلسی ، شیران آبی پوش لندنی برای دومین سال پیاپی در فوتبال برتر انگلیس ، قهرمانی پاری سن ژرمن در جام حذفی فرانسه ( البته این یکی درصد آبی تیمش کمه ) نشان از درخشش تیمهای آبی جهان در سال ۲۰۰۶ دارد ، شما چی فکر می کنید ؟
دیروز تهران نبودم؛ رفته بودم بم تا صبح امروز.
آنجا رفیقی دارم که با چشمان آبی اش دنبال Proof of concept می گردد؛ دنبال دلیل ها و نشانه هائی تا بتواند مفهوم و مقوله مورد نظرش را خلق کند و در برابر دیدگان دیگران قرار دهد.
شک ندارم که کار او برای تبلور مفاهمیی که دنبال آن هااست [و در واقع در تبدیل مفهوم مورد نظرش به سازه] به مراتب سخت تر از روندی است که ما در علوم انسانی دنبال می کنیم. او که ژئو تکنیک خوانده و هنوز طالع خاک ها، سنگ ها و ماسه ها را می خواند، در گوشه ای از ارگ فرو ریخته بم در لابراتواری کوچک به دنبال دستیابی به الیافی است که بتواند آنها را از طریق سوراخ هائی که در دیوارهای شکاف خورده ایجاد می کند؛ عبور دهد و دیوارها را دوباره مثل غرور این بلند بالای فروریخته؛ برافرازد.
می گفت باید دیوارهای تخریب شده را در کلاف قرار دهد، مواد مناسبی را در شکاف های دیوارها تزریق کند و اگر به آنچه می خواهد دست یابد؛ این بنا علاوه بربازسازی؛ ارزش تاریخی و فرهنگی اش را هم حفظ خواهد کرد. می گفت نمی شود برای بازسازی بنایی که چندین هزار سال قدمت دارد؛ از مصالح مدرن استفاده کرد؛ چنین کاری ارزش تاریخی مکان را از بین می برد و اصلا استفاده از مصالح سنتی در چنین پروژه هائی یک باید و ضرورت جهانی است و به همین خاطر است که او دنبال آن الیاف ویژه است.
تا به حال تیم های کارشناسی کشورهای متعددی به موضوع بازسازی ارگ بم علاقه نشان داده اند؛ اما هیچکدام نتوانسته اند proposal بدهند
با شور وذوق می گفت اگر اینکار عملی شود؛ آن وقت باید الیاف را از درون دیوارها به عمق زمین عبور داد و آنجا متصلش کرد . این اتصال ها باید در بالای دیوارها هم انجام شود تا فشارهای زلزله احتمالی بعدی؛ باعث ریزش آنها نشود.
او دارد ابزارها و تکنولوژی هایش را در نقطه ای از این ارگ پر غبار تست می کند که به آن خانه سیستانی می گویند؛ خانه ای که ظاهرا در دوران سامانیان ساخته شده و هرگز گمان نمی کرده روزی میزبان یک دکتر ژئو تکنیک باشد به نام دکتر محسن کاشی
تیم فوتبال استقلال امسال قهرمان پنجمین دوره لیگ برتر شد و به جام باشگاههای اسیا هم رسید، اما این روزها از تیم قهرمان خبرهای خوبی به گوش نمی رسد امشب که با علی منصوریان بازیکن این تیم صحبت می کردم ، می گفت قلعه نوعی سرمربی تیم به همراه تعدادی از معاونان این باشگاه استعفا کرده اند البته ممکن است برخی از این خبرها هم شایعه باشد و در روزهای اینده مطالب دیگری بشنوید ، ولی مثل اینکه بیشتر قضایا از انصراف تیم فوتبال استقلال از جام حذفی شروع شده است می گویند حتی بازیکنان برای بازی با تیم نوژن ساری سوار اتوبوس هم شده بودند که خبر رسیده ما (استقلال ) انصراف دادیم !!حالای جدای از این قضایا یک نکته خیلی مهم در باشگاههای ما نداشتن روابط عمومی کار آمد و مطمئن است معمولا اطلاع رسانی صحیح و بهنگام جلوی شایعات را تا حدود زیادی می گیرد ولی متاسفانه باشگاههای ورزشی با وجود تشکیلات عریض وطویل از داشتن یک گروه خبری مشخص وتعریف شده بی بهره هستند و هر کس ساز خودش را می زند مدیر عامل تائید می کند ، عضو هیات مدیره تکذیب می کند ، سرمربی جریان دیگری را بازگو می کند وبازیکن .....
سلام
تبریک جهت ورود به وبلاگستان
1-کمی از حاشیه های برنامه ها و بحث تهیه کنندگی و اقتصاد برنامه های ورزشی بنویسیدمثلا:
این کارشناسهایی که برنامه های مختلف خصوصا برنامه های زنده یا برنامه نود که طرف تا 1 شب اونجاست یا باید با هواپیما بیاد و تقریبا هردو هفته یکبار اونجاست(حاج رضایی.نصیرزاده.و....)حق کارشناسی دارند یا.....
2-چگونه میتوان با اقایان فردوسی پورو مرتضی حیدری ارتباط بر قرار کرد
3-آقای خیابانی در برنامه یار دوازدهم تاجیک را خواننده سرود ملی معرفی کرد کمی توضیح دهید
اولا خیلی ممنون از همه شما که لطف دارید در خصوص موارد حضورتان بگم
-
از قدیم گفته اند بی مایه فطیره ! خود شما هم اشاره کردید کارشناس تا پاسی از شب میهمان برنامه است و با توضیحات کارشناسی خود بر جذابیت برنامه می افزاید بنابراین حتما باید حق الزحمه ای متناسب با شان کارشناسی ایشان پرداخت گردد
-
من متاسفانه ایمیل هیچیک از این دوستان را ندارم
-
در باره سرود تیم ملی فوتبال ایران همانطور که قبلا هم توضیح دادم آقای عصار به بنده گفت فدراسیون با آنها قرار داد امضا کرده و از طرفی اقای تاجیک هم کاری را ارائه داده اند چند خواننده خارج از کشور هم که می گویند از فیفا به آنها سفارش شده !! خدارا شکر از بابت سرود برای تیم ملی نگرانی نداریم فقط باقی می ماند نتایج بازی مقابل تیمهای مکزیک ، پرتغال و آنگولا که انشاالله شادی ما را کامل کند
علیرضا دبیر قهرمان بزرگی برای این مملکت بوده و هست اگر حادثه آسیب دیدگی او در مصاف با حریف کره ای نبود حالا حالا ها پیراهن وزن ۶۶ کیلوگرم تیم ملی کشتی آزاد ایران در اختیار او بود ولی افسوس که اینگونه نشد و قهرمان ما از دنیای قهرمانی در عنفوان جوانی دور شده ، دکتر علیرضا دبیر امروز ساعت ۴۵/۱۸ میهمان بخش گفتگوی خبر ورزشی جام جم یک است اگر سئوالی دارید می تونید کامنت بگذارید
ما در زندگی خودمون معمولا به حرف افرادی اعتماد داریم یا حداقل گوش می کنیم که اونها را قبول داشته باشیم ، یعنی از اون شخص در ذهن ما تصویری مطلوب و مشروع نقش بسته باشه که اندازه این مقبولیت متفاوته از کم تا خیلی زیاد ، در بحث گویندگی هم این موضوع یکی از پارامترهای تعیین کننده است یعنی شما بین گویندگان و گزارشگران یکسری از اونها را قبول دارید و به توضیحان وبرنامه آنها گوش میکنید و جزو انتخابهای شما هستند. ولی این مقبولیت برای یک گوینده چطور بوجود می آید ؟ عوامل مختلفی وجود دارد یکی از اونها تصویری است یا image که ما قبلا از خودمون ارائه داده ایم و در ذهن مخاطبان نقش بسته است بذارید یک مثال بزنم سال ۱۳۷۶ بود که من برنامه ای تحت عنوان مجله کشتی را تهیه می کردم در آن زمان یادم هست علیرضا دبیر تازه قهرمان مسابقات کشتی جوانان جهان در فنلاند شده بود و من یکی از گزینه های مورد نظرم برای اجرای برنامه دبیر بود چرا که هم قهرمان این رشته بود و هم خصوصیات موثر یک مجری را تقریبا داشت اتفاقا چند جلسه ای هم با دبیر روی این موضوع کار کردیم و چند تا تست گویندگی هم داد ولی این اتفاق نیفتاد چرا که سرمربی او در آن زمان ( آقای معزی پور ) به من گفت اگر دبیر سراغ این کار بیاد از راه قهرمانی دور می شه و خلاصه نشد البته دبیر بعدها قهرمان جهان و المپیک هم شد ،از این موضوع استفاده می کنم برای اینکه بگویم یک گوینده نسبت به برنامه ای که اجرا می کند باید در ذهن مخاطب خود یک تصویر قبلی مناسب داشته باشد مثلا فرض کنید یک سیاستمدار برجسته و مورد قبول یک برنامه سیاسی را اجرا کند یا یک اقتصادان بسیار خبره و معروف بیاید در تلویزیون به معرفی ونقد سیاستهای کلان وخرد اقتصادی کشور بپردازد و مواردی اینگونه ... البته این یک شکل کار است بخش دیگر آن مقبولیتی است که در طول زمان یک گوینده برای خود ایجاد می کند مثلا شما گزارشگران فوتبال زیادی را در سیما می بینید ولی تعدای از آنها را قبول دارید چراکه توانسته اند با ارائه اطلاعات مناسب ومورد نیاز شما و بکار گرفتن شیوه ای که در جذب مخاطبان ( یعنی شما بینندگان عزیز ) موثر است ، کار خود را به خوبی ارائه دهند .بنابراین به عنوان نتیجه خدمت شما عرض میکنم که در مبحث گویندگی یا باید از زمینه قبلی شهرت واعتبار آن رشته برخورد دار بود و یا باید در طول زمان با بکار گیری شیوه های مناسب علمی وعملی به آن جایگاه در نزد مخاطبان رسید و صد البته آن را حفظ کرد !
مرتبط: می خواهم گوینده شوم 4
تیم فوتبال منتخب بانوان ایران دیروز در دیداری دوستانه مقابل منتخب زنان شهر برلین دو /دو مساوی کرد این دومین تجربه زنان ایران در بازی فوتبال ( و نه فوتسال ) بود برای ایران خانمها خسرو یار از روی نقطه پنالتی و اردلان گل زدند البته این خانم خسرو یار از فوتبالیستهای ایرانی مقیم آمریکاست که برای کشورمان بازی می کنه،دو نکته جالب یکی توجه واحترام خانمهای آلمانی به عرف کشور ماست که اونها هم با مقنعه بازی کردند و دومی اخراج یکی از بازیکنان خانم تیم ایران در اواخر بازی به خاطر تکل خشن !! روی بازیکن آلمانی !
مقامات پلیس آلمان اعلام کردند که درجه حفاظت امنیتی برای تیم ملی فوتبال ایران فوق العاده بالاست و از تیم ایران در جام جهانی مانند تیمهای انگلیس وآمریکا حفاظت می کنیم ، گفته می شه برخی گروههای راست افراطی آلمان که عمدتا طرفدار اسرائیل هستند می خواهند در ایام جام جهانی علیه تیم ملی فوتبال ایران اقدامات تحریک آمیز صورت دهند .تیم فوتبال ایران روز ۱۵ خرداد به آلمان وارد می شود
بخشهای خبری را در طول روز از شبکه های مختلف نگاه می کنید ،خبرهای اقتصادی ، سیاسی ،اجتماعی و صد البته ورزشی ! هر بخش خبری که شما از یک شبکه تلویزیونی می بینید بنا بر تعریف اون شبکه تهیه و پخش می شود مثلا شبکه سه ، شبکه جوان و ورزش يا شبکه يک شبکه ملي و .. براي ساعتهاي مختلفي که خبر از يک شبکه پخش ميشه در کندکتور ( جدول زماني پخش ) ساعتهاي مشخصي در نظر گرفته است مثلا شما هر روز راس ساعت ۲۱ خبر مشروح را از شبکه يک مي بينيد يا ساعت ۴۵/۱۸ از شبکه سه سيما خبرهاي ورزشي پخش مي شود ، خبر بايد سر ساعت پخش شود چراکه مردم به ساعت آن عادت دارند و اصطلاحا شرطي شده اند يعني وقت خود را تنظيم مي کنند سر ساعت فلان ، فلان بخش خبري که مورد علاقه اونهاست نگاه کنند اين موضوع بايد حتما رعايت شود . شما در هربخش خبري که ما آن را در سيما بسته خبري مي ناميم تعدادي خبر وگزارش و مصاحبه مي بينيد که حاصل يکسري از انتخابهاست به اين کار در مباحث خبرنويسي دروازه باني مي گويند ( دروازه بان نه به معناي گلرفوتبال بلکه به معناي دروازه بان شهر) يعني دبيران خبر از ميان خبرها گوناگوني که از خبرگزاريها و منابع مختلف بدست مي آورند تعداد مشخصي را متناسب با تعريف شبکه و نياز مخاطبان انتخاب و در اختيار تهيه کننده قرار مي دهند ، تهيه کننده هم تصاوير مربوط به آن راانتخاب مي کند و به همراه مونتور ( کسي تدوين تصاوير را بر عهده دارد ) براي پخش از تلويزيون آنها را آماده مي کند .در نهايت هم خبرها پرينت گرفته شده و در اختيار گوينده بخش قرار مي گيرد و با هماهنگي سردبير که مسئوليت کلي بخش خبري را بر عهده دارد خبرها به پخش مي رسد و در آنجا در ساعت مقرر ( زمان پخش خبر ) با حضور کارگردان ، منشي صحنه ، صدابردار ، عوامل فني در رژي (يا اتاق فرمان ) و تصوير بردارن و کارگران فني و مدير صحنه و نورپرداز در استوديوي پخش ، خبرها براي شما بينندگان عزير پخش مي شود يعني اين فرايند حاصل کار يک جمع حدود ۲۰ نفره در بخشهاي موضوعي و فني است که در نهايت گوينده آن را براي شما ارائه مي دهد ، البته اين مدل خيلي ساده بيان شده و مطمئنا جزييات بيشتري هم دارد که در حوصله شما و اين زمان نيست .
با اصطلاح فید بک یا همان بازخورد فارسی آشنا هستید؟ در تعریف ساده آن که در علم ارتباطات هم زیاد کاربرد دارد شما از واکنشهای مخاطبان نسبت به نوع کارتان ( اعم از رفتار شخصی تا کار رسانه ای آگاه می شوید ) از عمر این وبلاگ حدود ده روزی می گذرد و من همانطور که در ابتدا راه اندازی آن گفتم بدنبال تجربه یک فضای جدید و ارائه تجارب حرفه یی و کاری ام هستم مطالبی که به زعم خودم مخاطب من کمتر دیده است. کامنتهای موجود(به عنوان فید بکهای خوانندگان ) را در طی روزهای گذشته نگاه کردم مطالب آن را به لحاظ آماری بررسی کردم به برخی سایتهای دوستان هم سر زدم مطالب آن خواندم ، نتیجه کلی آن این بود ما بیشتر برای خودمان نوشتیم تا برای مخاطب ! بیشتر با حاشیه کار داریم تا اصل مطلب وحداقل اطلاع رسانی درستی درباره موضوعات طرح شده ارائه نمی دهیم (یعنی سابقه یا بک گراند مطالب ما در اصل خبر وجود ندارد تا مفهوم آن را کامل کند ) بیشتر مطالب متاسفانه سطحی و کلی است و کمکی به درک بیشتر خوانندگان نمی کند ،گاهی از خودم می پرسم من برای چه می خواهم یک وب سایت داشته باشیم ، ... شما هم از خودتان سئوال کنید
محمد دادکان رئیس فدراسیون فوتبال ایران را تقریبا همه می شناسید استاد دانشکده تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی ، فوتبالیست اسبق تیم ملی وباشگاه پرسپولیس که روز های آخر حضورش در فدراسیون فوتبال را می گذراند .دادکان از جمله روسای فدراسیون فوتبال ایران است که تخصص اینکار را در کنار سوابق قهرمانی دارد و توانسته در کنار انتقاداتی زیادی که از برخی عملکردهای او می شود فدراسیون فوتبال را به خوبی ساماندهی کند و خصوصا در بحث اقتصادی این فدراسیون یکی از نمونه های خوب سازمان ورزش ایران است .( البته این نکته را هم ببنید که اصولا فوتبال یک پدیده بلامنازع جهانی است ) این دکتر خوب ما ! یک نقطه ضعف بزرگ هم دارد و آن عصبانیت زیاد است که در بیشتر مواقع هم کار دستش می دهد . ولی اصل مطلب ! دکتر دادکان قراره روزنامه ای با عنوان بانگ ( به معنی فریاد ) راه اندازی کند و فکر کنم این اتفاق بعد از جام جهانی بیفتد ،مطمئنا ناگفته های دکتر از دوران چهار ساله ریاستش بر فدراسیون فوتبال برای اهل فن خواندنی خواهد بود . پس منتظر بانگ دکتر باشید !
برای هر بازیکنی جلب نظر سر مربی وقرار گرفتن در ترکیب اصلی تیمش هدف نهائی است از استاد عزیزم جناب دکتر شکر خواه به خاطر قراردادن سایت بنده در لینکهای دات صمیمانه تشکر می کنم و از آنجائی که سایت دات به نظر من یک دانشگاه آنلاین است امیدوارم مطالب سایت مازیاران شایستگی حضور در آن جمع وزین را داشته باشد .

حمايت گروه راستگرای افراطی آلمان از تيم فوتبال ايران