کامران نجف زاده خبرنگار توانا و نوآور واحد مرکزی خبر فردا راهی عراق می شود تا ما در شبکه های سیما از گزارشهای خوب او استفاده کنیم ، کامران در مدت زمانی که بعنوان خبرنگار کارش را در خبر آغاز کرده ، توانسته در شیوه ارائه گزارشهای خبری تحول خوبی ایجاد کند و انصافا مخاطبان زیادی هم جذب کرده است امیدوارم کامران با استفاده از قلم توانایش بتواند گزارشهای خوب وپر محتوایی را ارائه کند والبته سالم و سلامت بازگردد
نوشتن برای برنامه های رادیویی معیار های دارد که به برخی از آنها اشاره می کنم
- گویا و رسا بودن جمله ها
- یکدست بودن زبان متناسب با موضوع برنامه
- نزدیک بودن زبان به زبان رایج در بین عموم مردم و دوری از تکلف و تصنع در آن
- پرهیز از کاربرد تعبیرهای مبتذل ، کوچه بازاری و جاهلی
- رعایت احترام و اجتناب از سرزنش ، توهین و تحکم
- پرهیز از مداهنه و تعلق و تعارفهای بیجا
- پرهیز از کاربرد واژه ها و تعبیرهای عربی که در فارسی امروز معمول نیست
- سازگار کردن آوای واژه ها بیگانه با ساختار آوایی زبان فارسی
- رعایت اصل کوتاه بودن جمله ها
- رعایت ساختار زبان فارسی و پرهیز از انتقال قواعد زبان های دیگر
- انتخاب گویش مبتنی بر زبان رسمی کشور و کاربرد گویش ها و لهجه های دیگر بر اساس شرایط پخش استانی و مخاطبان محلی
- گسترش دایره واژگان در رادیو با توجه منطقی به تنوع و زایش زبان در عین وفاداری به حیثیت معنایی کلمات و تحمیل نکردن کلمات جعلی به واژگان
- پرهیز از کاربرد واژه های فرنگی که معادل فارسی دارند
- خوش آهنگ بودن ترکیب کلمه ها و نبودن تنافر بین آنها
اسامی اردونشینان تیم ملی فوتبال ایران برای بازیهای مقدماتی ملتهای آسیا همین چنددقیقه پیش اعلام شد و در بین چهل نفر ، متاسفم که بگویم علی دایی کاپیتان ایران جائی ندارد ! من خودم بارها از دایی انتقاد کردم و معتقد بودم که در برخی موارد حضور نود دقیقه ای او مانع موفقیت تیم ملی شده بود ولی کنار گذاشتن او به این شکل بعد از سیزده سال دور از انصاف بود ، از شما سئوال می کنم چند سال باید بگذرد تا مثل علی دائی به فوتبال ما معرفی شود ؟ نام دائی برای ایران و فوتبال ایران اعتبار بود امیدوارم که حذف او از تیم ملی برای تسویه حسابهای قدیمی نباشد ، برای کاپیتان پر افتخار تیم ملی عمیقا متاسفم .... همین
"جسارت نباشه که اینو میگم (چون خودم هم این رشته رو تدریس می کنم) با این جمله موافق نیستم که "اگر فعل در تیتر نباشد مخاطب ایرانی از آن برداشت زمان گذشته را خواهد کرد " به نظرم همیشه الزاما اینطور نیست. من در دوره های مختلف بین شاگردان خودم اینو امتحان کردم و به نتیجه مشخصی نرسیدم. یعنی گاهی از تیترهای بدون فعل برداشت زمان گذشته را داشتند، گاهی برداشت زمان آینده را، و گاهی حتی خنثی. مثلا این تیتر را درنظر بگیرید: "بهره برداری از فرودگاه امام" خود من به شخصه فکر می کنم فعل این تیتر، مربوط به آینده است. شاید بشه گفت که برداشت هر فردی از تیتر بدون فعل، به سابقه ذهنی اون فرد از اون مطلب بستگی داره و نمی شه حکم مشخصی در این مورد صادر کرد. جسارت منو می بخشید."

محمد مایلی کهن سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران به خبرنگار خبر ورزشی جام جم گفت : انتخاب امیر قلعه نوعی به عنوان سرمربی تیم فوتبال ایران از روی مطالعه نبوده و امیدوارم وی قربانی نشود !
استاد رضا بوالی از سردبیران خوشنام و حرفه ای سیماست که الحق اگر حوصله و وقت نگارش مطالب علمی و تجارب گرانبهای خود را داشت کتابهای ایشان منبع ارزنده ای برای دروس خبرنویسی و خبرنگاری رادیو و تلویزیون می شد بهرحال استاد بوالی هر از چند گاهی شاگردان خود را در دوره های آموزشی از آموزه های ارزشمند خود بهره مند می کنند دو متن زیر بخشهائی از کلاس اخیر ایشان است که دوست خوبم آقای زند برای من فرستاده اند
1. جنس خبر ، اطلاعات تازه است
" خبر ، گزارش عینی ، بی طرفانه و دقیق از یک رویداد یا واقعیت است که دارای تازگی بوده و قدرت جلب توجه مخاطب را داشته باشد. " این ، تعریف " بوالی " سردبیر بخش اخبار سراسری شبکه اول تلویزیون است.
وی در کارگاه آموزشی خبرنویسی که در واحد مرکزی خبر برگزار شده بود ، گفت : تاکنون بیش از ۳۰ تعریف به طور مکتوب از خبر شده است اما برای داشتن ذهنیت مشترک از تعریف خبر می توان به تعریف بالا مراجعه کرد." بوالی " در توضیح این تعریف ، افزود: گزارش در لغت به معنای شرح دادن است و ما در خبر واقعیتی را تشریح می کنیم اما هر شرحی به عنوان خبر قابل قبول نیست. وی معتقد است که گزارش باید عینی باشد و در خبر نباید ذهنیات خودآگاه یا ناخودآگاه را دخالت داد.این سردبیر خبر تلویزیون که سابقه تدریس در صدا و سیما را نیز دارد ، گفت : جنس خبر ، اطلاعات تازه است و تازگی نیز بر اساس ذهن مخاطب تعریف می شود. هر مقوله ای ظرفیتی دارد ، به این معنا که هر گاه مخاطب احساس کند ، مقوله ای تکراری شده است و چیز تازه ای ندارد آن را رها می کند. وی البته تازگی را مفهومی پیچیده می داند و معتقد است که خبر نباید برای مخاطبان کسالت آور باشد. " بوالی " حوادث ۱۱ سپتامبر را مثال زد و گفت : با آن که یک ماه از این حوادث می گذشت اما برای مخاطبان اصلا کسالت آور نشده بود زیرا رسانه ها در فرمت ها و با روش های گوناگونی، جوانب این رویداد را منعکس می کردند که باعث خستگی نمی شد. اما در قضیه فلسطین ، با ارائه کلیشه ای اخبار فلسطین و تکراری شدن این کلیشه ، بدترین ضربه به ارتباط مخاطب ایرانی با اخبار فلسطین زده شد.سردبیر بخش اخبار سراسری شبکه اول تلویزیون گفت خبر باید حاوی اطلاعات به مفهوم جزئیات باشد و از کلی گویی در خبر با بکار بردن عباراتی مانند : " تاکید کرد " یا " تصریح کرد " خودداری شود.
2. کاربرد فعل در تیتر الزامی نیست
" عبدالرضا بوالی " سردبیر اخبار سراسری شبکه اول سیما معتقد است که تیتر می تواند فعل داشته باشد و می تواند نداشته باشد. به این معنا که اگر فعل در تیتر نباشد مخاطب ایرانی از آن برداشت زمان گذشته را خواهد کرد و اگر تیتر مربوط به زمان گذشته نباشد باید با قید زمان یا تعابیر دیگر آن را مشخص کرد.وی مثال زد : مخاطب از تیتر " سخنرانی رئیس جمهور در تبریز " چنین برداشت می کند که این سخنرانی در گذشته اتفاق افتاده است و تیتر " فردا ، سخنرانی رئیس جمهور در تبریز " چنین برداشتی را منتفی را می کند.به گفته " بوالی " ، تیتر ، چکیده و روح مهم ترین یا جذاب ترین بخش خبر است که به مخاطب حق انتخاب می دهد ، وی را جذب می کند و اخبار را در ذهن مخاطب برجسته می کند.
وی مثال زد که تیتر ، مانند قلابی است که به آب انداخته می شود تا ذهن مخاطب را شکار و درگیر خود سازد. سردبیر اخبار صدا و سیما که سابقه تدریس خبرنویسی را نیز دارد ، افزود : تیتر باید کوتاه و عاری از انواع حشو باشد اما نمی توان برای آن خط کش گذاشت. وی معتقد است که 30 درصد مطالب خبرگزاری ها حشو است." بوالی " همچنین با این استدلال که نقل قول نمی تواند روح و عصاره خبر باشد ، بر استفاده نکردن از نقل قول در تیتر زنی تاکید کرد اما گفت: در شرایطی که منبع خبر و سخنی فوق العاده مهم باشد ، استفاده از نقل قول در تیتر مجاز است.به گفته وی ، زمانی که تیتر ، چکیده جذاب ترین بخش خبر باشد ، می توان از تکنیک های ادبی مانند تشبیه و استعاره و قیاس برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب و جلب توجه او استفاده کرد.
بدون تعارف بگویم اقبال عمومی و گسترده مردم از جام جهانی در زمان حاضر مدیون گسترش شگفت انگیز وسائل ارتباط جمعی است.پخش مستقیم و زنده رقابتها در کشورهای مختلف جهان ، گسترش سرسام آور شبکه های خبری و رقابت فشرده آنان در خبررسانی و جذب مخاطب از جمله مهمترین مشخصه های رسانه ای جام جهانی در زمان ماست .به همراه گروه حدودا هشتاد نفره خبرنگاران ایرانی اعم از عکاس و روزنامه نگار ، گزارشگران رادیو و سیما ، مستندسازان و حتی سایتهای اینترنتی روز هجدهم خرداد راهی فرانکفورت آلمان شدیم.....
ادامه مطلب
این موضوع برنامه گفتگوی ورزشی این هفته است که جمعه شب ( ۲۳ تیرماه از شبکه گفتگو پخش می شود در این برنامه با حضور مدیران باشگاهها و کارشناسان و مدیران برنامه فوتبالیستها به بررسی موضوع دلالی در فوتبال ایران پرداخته ام اگر فرصت داردید گوش کنید برنامه خوبی است جمعه بین ساعت ۲۲ تا ۲۳ شبکه گفتگو موج اف ام ردیف ۹/۱۰۳مگا هرتز
فکر کنم شیوه کله زنی آقای زیدان هم بزودی در فوتبال ما هم باب شود ! امروز تو خبرها اسمش را گذاشتم کله زیدانی ! من معتقدم ماتراتزی مقصر اصلی بود ولی زیدان شیوه خوبی برای مقابله انتخاب نکرد هر چند قراره زیدان بزودی برای مردم دنیا علت کارش را توضیح بده . یک نکته جالب دیگه دیشب ماتراتزی که گل زد دستانش را رو به آسمان گرفت و ستاره های داوود (اینو تهیه کننده ها به من گفتند ) که بر روی بازوی او حک شده بودن نمایان شد به زیدان هم گفت مسلمان تروریست ! به زیدان برای کسب عنوان بهترین بازیکن جام تبریک می گم
اگر اشتباه نکنم سال 1375 بود که به عنوان گوینده و تهیه کننده در گروه ورزش شبکه سه سیما فعالیت داشتم یادم می اید جوان قد بلند و موفرفری ! آمده بود که تست گزارشگری فوتبال بدهد کلی مجلات ورد ساکر هم زیر بغلش بود و قرار شد روی یکی از فوتبالهای اروپائی که دقیقا بادم نیست کدام مسابقه بود صدا بگذارد وقتی کارش را شروع کرد به حدی صدایش بد و اجرایش مشکل داشت که همه می خندیدند ! اون جوان کسی نبود جز عادل فردوسی پور ، من عادل را دوست دارم به چند دلیل که از همه آنها مهمتر سادگی ، سالم بودن ، سماجت و پوست کلفتی اش است ! کمتر کسی از بچه های حاضر در آن زمان فکر می کردند عادل بتواند با جواد خیابانی که برای خودش اسم ورسمی بهم زده بود،رقابت کند و در نهایت هم او را کنار بزند (البته خیابانی به او کمکهای زیادی کرد ) گزارشگری تنیس ، مسابقات اتومبیلرانی ، نوشتن اطلاعات لازم برای برخی گزارشگران قدیمی تر و کم کم وارد شدن به عرصه گزارشگری فوتبال مسیری بود که عادل در سیما طی کرد ،سالها از این موضوع می گذرد و من هروقت صدا و اجرای عادل را می بینیم یاد تلاش های فراوانش برای رسیدن به این جایگاه می افتم و می دانم که در این راه جز خدای متعال کسی یار و یاورش نبوده ، ولی ... عادل برای ماندن در این جایگاه باید تلاش کند و حوزه های غیر از ورزش را هم مطالعه کند اشکالی که خیلی از ما دست اندرکاران امور رسانه ای ورزش داریم یعنی تک بعدی هستیم واین نقص بزرگی است . یادتان بیاید در شب بازی نیمه نهائی جام جهانی وقتی دوربین جایگاه ویژه مسئولان را در ورزشگاه دورتموند نشان می داد مرکل صدرعظم آلمان در کنار رومانو پرودی نخست وزیر ایتالیا (که به جای برلسکونی دوماهی هست آمده !) نشسته بود و عادل در دوباری که تلویزیون آلمان آنها را نشان داد ، پرودی را نشناخت !! ... بهرحال عادل با اخلاق خوبش و استمرار در کسب اطلاعات دقیق و جدید و ( توی پرانتز بگم برطرف کردن برخی اشکالات اجرایش به لحاظ فنی ) حالا ، حالا ها ارباب گزارشگری فوتبال در سیماست
این روزها تب و تاب جام جهانی خیلی خیلی بالاست و خصوصا حذف تیم ملی ایران از مسابقات جام جهانی آلمان و حواشی مربوط ! از جمله موضوعات مورد علاقه مردم است تقریبا روزی نیست که مردم عزیز کشورمان را نبینم و از من نپرسند آقا چرا اینجوری شد ؟!! ... در برنامه رادیویی گفتگو که جمعه شب از شبکه رادیوئی گفتگو پخش می شود با حضور استاد ارجمندم آقای دکتر سلطانیفر به بررسی ارتباط هویت ملی با فوتبال پرداخته ام ، در طول برنامه گزارشهایی هم از ایرانیان علاقمند در المان که برای دیدن مسابقه ایران و مکزیک آمده بودند ، پخش خواهد شد . شبکه گفتگو موج اف ام ردیف 9/103 مگاهرتز ساعت 30/22 تا 23 جمعه 16 تیرماه 1385
خیلی ها می گفتند دادکان به برانکو خط و ربط می داد راستش من نمی تونم این موضوع رد یا تائید کنم اما از یک میزگرد تلویزیونی که در بخش گفتگوی ویژه خبری در شبکه دو سیما برگزار شد خاطره ای دارم که شاید برای شما جالب باشد . در آستانه عزیمت تیم ملی به مسابقات جام جهانی قرار بود با حضور دادکان رئیس وقت فدراسیون فوتبال و برانکو ایوانکوویچ سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در خصوص تیم ایران با محور حفظ وحدت وهمدلی ( مبنای کار صدا وسیما به عنوان یار دوازدهم ) بحث و گفتگو کنیم من تعدادی از گزارشهای موجود را تایم کد ( برای تدوین گزارش ) زدم از جمله صحبتهای محمد مایلی کهن و مجید جلالی که در بین برنامه گفتگوی ویژه خبری پخش شود در هنگام پخش دادکان از صحبتهای این دو مربی بشدت بر افروخته شد و به رضا چلنگر تاکید می کرد که به برانکو بگوید این مربیان موفق نیستند و کارنامه آنها در حدی نیست که درباره تیم ملی صحبت کنند و ... نکته مهم این بود دادکان در لحظه ای به مترجم برانکو گفت اگر این موارد راهم نگفت تو خودت به این شکل ترجمه کن و بگو ( این صحبتها در فاصله زمانی پخش گزارش در استودیو رد وبدل شد )
در روز بازی ایران با آنگولا در شهر لایپزیک مثل خیلی از شما ها بیننده بازی بودم دقیقه 60 تیم آفریقائی گل برتری را زد و بازهم برانکو ایوانکوویچ دست بدامان ستاره بد اخلاق خود کریمی شد و در میان ناباوری ، همگان دیدند که جادوگر دست رد به سینه تیم ملی ایران در آن شرایط حساس زد در همان لحظه یاد مردم خوب کشورمان افتادم یاد روزهای قبل از شروع جام که سایت فیفا قرار بود برنده کفش طلای جام جهانی را با رای مردم انتخاب کند دو تا کاندید جدی هم داشتیم یکی رونالدینیوی معروف ویکی هم جناب علی کریمی ؛ حتما هم می دونید که ایرانیان چه هجومی برای رای دادن به ستاره بایرن مونیخی خود آوردند ولی افسوس .... در راه بازگشت از المان با کریمی همسفر بودم و یک مصاحبه که با بی میلی شروع شد ودر نهایت نتیجه خوبی هم داشت کریمی از مردم ایران عذر خواهی کرد و گفت حاضر است برای جبران این حرکت خود هر کاری را انجام دهد .... البته بماند که در شرایطی که نه دائی بود و نه برانکو کریمی از زمان خوب مصاحبه های رسانه ها خیلی استفاده کرد !... بهرحال او فرزند این مردم است و با همه این نامهربانیهای که از او دیدیم بازهم دوستش داریم

و اون صحنه تاریخی کریمی در بازی با پرتغال

در زندگیم حسرت کسی را نخورده ام ولی انکار نمی کنم که دلم می خواسته مثل بعضیها باشم !! از جمله آنها یکی استاد ارجمندم یونس شکرخواه است که سال ۱۳۷۴ در مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه و در کلاسهای روزنامه نگاری با ایشان آشنا شدم و این رشته مودت تا به امروز ادامه دارد وامیدوارم اکنون که به نیم قرن دوم زندگی گام گذاشته اند همواره زنده وسلامت باشند و آقای دکتر سطانیفر که استاد خوبم در دوره فوق لیسانس بودند و از محضر محترمش در سهای زیادی آموختم انشاالله که این عزیران همیشه زنده و سرافراز باشند
در ایام برگزاری برگزاری رقابتهای جام جهانی آلمان من بوضوح تبعیض های خبری را در نزد آلمانها دیدم و البته شاید در برخی از مواقع مقصر آن خود ما بودیم مثلا در بازی ایران با پرتغال یا آنگولا جایگاه خبرنگاران ایرانی در بالاترین نقطه ورزشگاه قرارد اشت در حالیکه شبکه های بزرگ مثل سی ان ان یا رویترز بخشهای مناسبتری را به خود اختصاص دادند و حتی در بازی با پرتغال به خیلی از خبرنگاران ایرانی کارت ویژه کنفراس خبری مربیان هم داده نشد !! من با توجه به مشخصات کاروان اعزامی ایران برخی از اشکالات را از درون خود سیستم انتخاب وتربیت خبرنگاران ایرانی دیدم در این همایش بزرگ رسانه ای جهان که اکثر جهانیان بیش از یک نماینده داشتند ایران هم با کاروان ۸۰نفره خبرنگار و عکاس و گزارشگر و ... راهی آلمان شد ولی مطمئنا بازده کار چندان رضایت بخش نبود حالا چرا ؟
-
تقریبا نیمی از خبرنگاران اعزامی خیلی دنبال خبرگیری و کار رسانه ای نبودند و حتی برخی افراد هم با وجود داشتن ای دی مسابقات معلوم نبود در کدام رسانه در حال حاضر حضور دارند !!
-
تقریبا روزی نبود که برخی دوستان خبرنگار بر سر مسائل مربوط به سفر نظیر هتل و پول پرداختی وغیره با هم بحث وجدل نکنند
-
در حالیکه اکنون تازگی خبر بر دیگر ارزشها خبری برتری نشان می دهد هنوز خبرنگاران ایرانی به سیستم سنتی خودکار و کاغذ مجهزند و به مکانی برای فاکس خبر سخت نیازمندند در همین زمان خبرنگاران خارجی را می بینی که از درون استادیوم همزمان فیلم و خبر و گزارش را ارسال می کنند
-
بیشتر خبرنگاران ایرانی از دانستن زبان انگلیسی و بطور کلی زبان دوم بی بهره بودند و این موضوع به شدت به اعتبار رسانه و خود خبرنگار لطمه می زد
-
برخی دوستان خبرنگار به محض دیدن مسئولان فدراسیون فوتبال در نقش یک روای صدیق ظاهر می شدند که اطلاعات مربوط به عملکرد دیگر خبرنگاران را به اطلاع دوستان فدراسیونی می رساندند !!
-
و البته برخی دوستان هم در نقش مدیر برنامه فلان فوتبالیست ایفای نقش می کردند و حاضر نبودند ذره ای از فلان ستاره فوتبال انتقاد شود !
-
روابط عمومی فدراسیون فوتبال هم که هیچ نقشی را بر عهده نداشت و بیننده ای بود در کنار سایر تماشاگران علاقمند
-
و در کنار ضعفهای تیم ملی باید مسئولان امر سراغی هم از وضع نابسامان خبرنگاری در حوزه ورزش بگیرند
ترجمه اميد پارسانژاد: اين فهرست توسط جامعه روزنامهنگاران حرفهاي آمريكا براي سنجش درستي و دقّت مطالب ژورناليستي پيشنهاد شده است.
1- آيا در مورد اطلاعاتي كه در مطلبتان ارائه ميكنيد و منابعي كه اطلاعات را از آنها گرفتهايد به اندازه كافي اطمينان داريد؟ اگر نداريد، آيا ميتوانيد موضوع را به شيوهاي دقيقتر و مطمئنتر بيان كنيد؟ اگر در مورد منابع اطلاعات ترديد داريد، آيا ميتوانيد آنچه كه از آنها گرفتهايد كنار بگذاريد يا به جاي آنها از منابع معتبر استفاده كنيد؟
2- آيا تمام اطلاعاتي كه ارائه ميكنيد، مستند يا نقل شده از منابع مورد اعتماد هستند؟
3- آيا درستي اطلاعات را دوباره سنجيدهايد؟
4- آيا نام و شمارهتلفن كساني كه در مطلبتان از آنها نقلقول كردهايد را به درستي ارائه ميكنيد؟
5- آيا اطمينان كافي داريد كه اظهارات نقل شده در مطلبتان واقعيت را بازتاب ميدهند؟
6- آيا آمادگي داريد به طور علني از شيوه سنجش صحت مطلب و اقداماتي كه براي احراز درستي آن انجام دادهايد دفاع كنيد؟ (به اندازه كافي استدلال داريد؟)
7- آيا در نقلقولهاي مطلبتان انصاف را رعايت كردهايد؟
8- آيا از منابع ناشناس هم نقلقول داريد؟ چرا به اين نوع منابع استناد كردهايد؟ آيا آمادگي دفاع علني از اقدام خود در نقل از اين منابع را داريد؟
9- آيا از اسناد يا تصاويري كه منابع ناشناس در اختيارتان گذاشتهاند استفاده كردهايد؟ چرا؟ چقدر از اعتبار اين اسناد و تصاوير مطمئن هستيد؟ آيا آمادگي دفاع علني از آنها را داريد؟
10- آيا در توصيف افراد، اقليتهاي قومي، نژادي و فرهنگي يا گروههاي اجتماعي (مثلاً تجار، سربازان جنگ ويتنام، بوقچيهاي ورزشي) از تعابير كليشهاي استفاده كردهايد؟ آيا استفاده از اين تعابير به دقّت و قابل فهم بودن مطلب كمك ميكند؟
11- آيا در مطلبتان از زبان يا تصاويري استفاده كردهايد كه ممكن است اعتراضبرانگيز باشد؟ آيا دليل الزامآوري براي استفاده از آنها داشتهايد؟ اگر زبان يا تصاوير مورد بحث را كنار ميگذاشتيد به دقّت مطلب آسيب ميرسيد؟
12- آيا عنوان مطلبتان دقيقاً همان چيزي را بازتاب ميدهد كه در متن مطلب ارائه ميكنيد؟
از همشهری آنلاین
تیم ملی فوتبال ایران به کشور بازگشت و جمعیت زیادی که در بیرون از فرودگاه منتظرشان بودند از فرصت هو کردنشان محروم شدند !! و البته این بخش از ماجرا نصیب ما شد و کلی شرمنده محبت مردم شدیم! بهرحال روز از نو روزی از نو دادکان از بازی فوتبال ما خارج شد تا سایر بازیگران کار را به بهانه های دیگر ادامه دهند
امشب میهمانی خداحافظی شهردار ومردم شهر فریدریشافن با تیم ملی فوتبال ایران بود شهردار محترم خیلی با احساس وجدی گفت تیم ایران شایستگی حضور در دور بعد جام جهانی را داشت ولی بد شانسی آورد ! ایرانیان مقیم این شهر هم امشب به هتل تیم ملی آمدند و با گرفتن و امضا و عکس با بچه های تیم ایران خداحافظی کردند دائی و خانواده که ظاهرا راهی آمریکا هستند و بازیکنان بوندس لیگایی هم به سراغ تیمهای خود رفتند باقی بچه ها هم جمعه شب به تهران باز می گردند و البته ما نیز هم ! ... امروز که به بازیهای ایران در جام جهانی نگاه می کنم معتقدم حق تیم ایران بیشتر از این بود البته برانکو امشب در آخرین کنفراس خبری در فریدریش هافن به خبرنگاران ایرانی گفت تا همین جا هم باید ممنون من باشید !

بهرحال فردا تیم به ایران می اید تا روز از نو روزی از نو .... راستی فکر می کنید بحث بعدی فوتبال ما چیه ؟ ناگفته های دادکان ، بازیکنان و البته تعیین تاریخ فینال بازی جام حذفی و ... یک نکته قشنگ دیگه در روز بازی ایران با تیم آنگولا در لایپزیک بچه های ایرونی را دیدم که متولد آلمان بودند و تا حالا به ایران نیامده اند ولی با چه عشقی تیم ایران را تشویق می کردند زنده باشند انشاالله یک روز در ایران ببینمشون

و این هم گروه خبرنگاران ایرانی در آخرین روز اقامت در فریدریش هافن

امشب به اتفاق دیگر خبرنگاران بابت یک امتیاز تیم ملی از جام جهانی جشن گرفتیم !! واما برخی نکات جالب سفر ۱۲۰۰ کیلومتری ما به لایپزیک :
-
هاشمیان که به علت مصدومیت تعویض شد در بیرون از زمین نارضایتی خود را به شکل کاملا جدی ! به اطلاع نیمکت تیم ملی رساند
-
دائی نود دقیقه بازی کرد و بازوبند کاپیتانی را در آخرین دیدار تیم ملی به مهدوی کیا واگذار نکرد تا مبادا این موضوع در آینده هم باب شود ! و رکوردهای کاپیتان دست بخورد !
-
کریمی که قرار بود که به دلایل انظباطی بازی نکند بعد از گل دقیقه ۶۰ آنگولا مشغول گرم کردن شد و در نهایت هم بعد از دو باری که چلنگر بدنبال وی آمد حاضر نشد به تیم ایران کمکی کند، البته در آخر بازی ایشان منکر این موضوع بود و می گفت برانکو از خود اختیاری ندارد !
-
رحمان رضائی مدافع تیم ملی فوتبال به من گفت تیم ما مربی بدنساز درست و حسابی نداشت و توان ما برای ۶۰ دقیقه بازی بود نگاهی به زمانی گلهای خورده ایران در سه بازی جام جهانی پرتغال این موضوع را مشخص می کند
-
در آخرین بازی تیم ملی بازهم نوبت به عنایتی،طالب لو ، صادقی و خیلی از جوانهای دیگر نرسید تا آنها هم .....
-
دلخوری تماشاگران ایرانی از بابت بازیکنان تیم ملی ! بنا بر یک رسم قدیمی و البته منسوخ ! تیمهای ملی فوتبال در پایان هرمسابقه دسته جمعی سراغ تماشاگران می روند از آنها تشکر و خداحافظی می کنند که خوب خدارا شکر بازیکنان تیم ایران از این موضوع کاملا بی نیاز بودند و در آخر مسابقه با آنگولا و آن تساوی ارزشمند رفتند پی کار و کاسبی خود !
-
و در نهایت اینکه تیمی که به هر بهایی بخواهد در جام جهانی فقط شرکت کند نتیجه اش همین می شود که دیدید و خواهید دید .... ملالی نیست تا جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی !
