حضور حسين رضا زاده ، قهرمان وزنه برداري جهان و المپيک در تبليغات تجاري چند شبکه ماهواره اي بحثهاي مختلفي را در بين دوستداران ورزش برانگيخته است.به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، سردبير، برنامه گفت و گوي ورزشي گفت: در اين برنامه با حضور بهرام افشارزاده، رئيس فدراسيون وزنه برداري؛ مهندس مصطفي هاشمي طبا، رئيس سابق سازمان تربيت بدني، دکتر مهدي کرباسيان، اقتصاددان و دکتر محمد سلطاني فر، استاد علوم ارتباطات اجتماعي حضور ورزشکاران در تبليغات تجاري ماهواره اي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. علاقمندان به اين برنامه مي توانند آن را شنبه ٣١ فروردين ماه ساعت ٢۲ بر روي موج اف ام رديف ١٠٣/٩ مگاهرتز از شبکه راديويي گفت و گو بشنوند. اینجا و اینجا
حتما در جریان شکایت دایی سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال از مایلی کهن سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران هستید .در برنامه بدون خط خوردگی امشب رادیو گفت و گو مایلی کهن روی خط زنده امد و نکاتی را گفت که به نظرم جالب بود مثلا دایی فقط معروف است و فکر میکند از این بابت مردم و کشور به او بدهکارند یا دایی گفته حرفهای من در باره دخالت او در تیم ملی و فدراسیون و رقمهای سنگین مالی در فدراسیون گذشته ، کذب محض است که بنده توصیه میکنم ایشان با مفاهیم حقوقی قبل از دادگاه آشنا شود و نکته آخر اینکه دایی را قسم می دهم تا آخر کار دادگاه و شکایت پیگیر باشد چرا که حرف من در این دادگاه به کرسی می نشیند و در نهایت دایی باید واسطه جور کند تا من کوتاه بیایم !
پ . ن : امیدوارم این جریان خبری زرد زودتر از دور و بر تیم ملی دور شود و آرامش به تیم ایران در این شرایط حساس بازیهای مقدماتی جام جهانی باز گردد . بهرحال روز دوشنبه 9 اردیبهشت ساعت 10 صبح شعبه 1060شهید بهشتی روز خبر سازی برای مطبوعات ورزشی ماست البته نود هم می تواند بخشی از این دادگاه جنجالی را پخش کند
تعاریف جهانی روابط عمومی و کارکرد آن در ایران در برنامه رادیویی گفت و گوی روز بررسی می شود.اینجا
توی برخی وبلاگها و سایتها مطالبی در خصوص سکوت خبری صداو سیما نسبت به حادثه انفجار شیراز نوشته شده است که به نظرم بی انصافی شده است .حادثه انفجار شنبه ساعت ۲۱ اتفاق افتاده است بخش خبری ۳۰/۲۲ شبکه دو همان شب بنده خودم حاضر بودم خبر رسید و اتفاقا دست نویس هم بود همکارم راسخ آن را خواند دربخش خبری شبکه پنج هم یعنی به فاصله دو ساعت بعد باز هم خبر تکرار شد حالا نمی دانم سکوت خبری در تعریف دیگری دارد که ما بی اطلاعیم ؟! منکر برخی کاستیها در این مورد نیستم ولی معتقدم در بسیاری ازاوقات نسبت به سازمان کم لطفی می شود و برخی از عزیران ایراد گرفتن از صداو سیما را یک پوئن برای خود می دانند....خواهشم این است که منصف باشیم و لفظ سکوت خبری بکار نبریم
پ.ن : مهدی آذرمکان همکارمون روی پخش این خبر کار کرده خودتون نگاه کنید اینجا
امروز توی پیوند ها وبلاگم روی سرویس وبلاگهای ایسنا کلیک کردم دیدم خبری نیست رفتم توی سایت خبرگزاری هم دیدم بله ظاهرا حذف شده و یا در جایی دیگر ادغام شده است .نمی دانم دلیل این امر چیست ؟ ولی تصور می کنم وجود صدها وبلاگ خبری و غیرخبری ارزش داشتن یک سرویس مجزا را داشت بهرحال امیدوارم من اشتباه کرده باشم
قهرمانان ورزشی در تبلیغات شبکه های ماهواره ای نمی توانند حضور یابند ، این بخشنامه را معاونت فرهنگی سازمان تربیت بدنی صادر کرده است .حضور رضازاده در تبلیغات املاک رابینسون و بعد هم پخش ان هم در برخی شبکه های لوس آنجلسی ، نظر های متفاوتی را در جامعه بدنبال داشت از گزارش ویژه همکارانمان در کیهان ورزشی تا سایت بی بی سی و حتی مردم کوچه و خیابان که تفاسیر مختلفی از این تیزر تلویزیونی ارائه می کنند ، در شکل یک قهرمان ملی منهم با حضور آنها در شبکه های خارجی و غیر رسمی و تبلیغ اجناس و املاک و در نهایت تشویق مردم به خروج ارز از کشور مخالفم ولی دخالت نهادهای دولتی با بخشنامه و ... در زندگی خصوصی آنها را هم قبول ندارم معاون فرهنگی سازمان می گوید آنها یادشان باشد که با هزینه این مردم قهرمان شدند و نباید بر خلاف مصالح کشور و جامعه عمل کنند سوال اینجاست اجتهاد تشخیص این موضوع را چه کسی و چگونه به سازمان ورزش واگذار کرده است مگر عمل رضازاده جدای از روالی است که در کشور می بینیم ... شما به خیابان جمهوری اسلامی در تهران نگاه کنید .... سرتاسر آن تابلوهای تبلیغاتی بیگانگان است یعنی وقتی در کشور چنین جریان وسیع وارداتی از کشور های خارجی اتفاق می افتد که بعضا هم عوامل دست اندرکار واردات آن از رانتهای خاص قدرت هم برخوردارند ، خوب ورزشکار و یا قهرمان هم می گوید اینهمه سرمایه از کشور بصورت ارز خارج می شود و کسی هم بخشنامه نمی دهد پس سرمایه گذاری ایرانیان در املاک خارج از کشور هم می تواند توجیه شود ، ما الان با جریانی روبرو هستیم که سرمایه گذاری بر روی محصولات خارجی و خروج ارز از کشور یک امر عادی شده و کسی آن را تقبیح نمی کند و شاید امری هم پسندیده باشد در چنین شرایطی شما نمی توانید از یک قهرمان ورزشی که خودمان از او اسطوره ساخته ایم توقع رفتار متفاوت با این جریان مقبول داشته باشیم .پس این تقصیر و قصور شامل سازمان محترم تربیت بدنی هم می شود لذا دخالت سازمان ورزش با بخشنامه و قانون و ... در زندگی و حریم شخصی و خصوصی ورزشکاران و قهرمانان را جایر نمی دانم و معتقدم خود قهرمان یا به عبارتی پهلوان ما باید به خاطر پول هر کاری را نکند.ضمن اینکه فدارسیونها می توانند برای امور رسانه ای و مسایل مربوط به افکار عمومی در کنار بدنساز ، مربی فن ، آنالیزور و ..... از مشاور رسانه ای هم بهره ببرند تا دچار اینگونه مسایل نشوند و بعد هم صدور بخشنامه های عجیب را شاهد نباشیم .همین جا عرض می کنم بخشنامه سازمان ورزش اجر نمی شود منتظر دور بعد تبلیغات همین دوستان باشید !؟

در برنامه گفت وگوی ورزشی شنبه ۲۴ فروردین ماه ساعت ۲۲ وضع طنز ورزشی در مطبوعات ورزشی کشورمان رابررسی میکنیم میهمانان من سیامک رحمانی از هفته نامه شهروند و هومن جعفری از روزنامه ابرار ورزشی هستند .به قول یکی از این میهمانان ورزش ما خدا را شکر به لحاظ سوژه برای طنز چیزی کم ندارد !!
ساخت و پخش فیلم "فتنه" از سوی نماینده راستگرای پارلمان هلند اذهان جهانیان را متوجه بخش دیگری از پروژه اسلام هراسی در اروپا کرده است.اینجا
ويژگيهاي گزارشگران
1. کيفيت صدا شامل شفافيت – جذابيت و دلپذيري
2. طرز بيان شامل بيان طبيعي – لحن صادقانه – زبان متناسب با سطح مخاطب
3. قدرت بيان شامل بداهه گويي – فضاسازي – شيوه گفت و گو و طرح سوال براساس ايده مصاحبه
4. ابتکار و نو آوري شامل سوژه تازه و غير تکراري – مسئله روز و فراگير براي مخاطب
5. سطح سواد و اطلاعات شامل ميزان تحقيق و اشراف گزارشگر بر موضوع و سوژه
6. توانايي در برقراري ارتباط و اداره کردن بحث
7. نکات فني شامل : تعادل و هماهنگي سطح صدا لول – استفاده مناسب از آمبيانس محيط – اديت و تدوين صحيح – قابل تفکيک بودن صدا ي مصاحبه
8. اخلاق و ادب حرفه اي شامل : وقار و متانت ، پرهيز از تحقير و لحن بازجو مآبانه و محاکمه
در سالهای اخیر خصوصا ، استفاده از مجریانی که به خوبی حرف می زنند در برنامه های سیما رواج یافته است نگاهی به برنامه های مختلف شبکه ها نشان دهنده این موضوع است که بیشتر تهیه کنندگان ترجیح می دهند از ژانر گفت و گو استفاده کنند چرا که اولا دردسر کمتری دارد به لحاظ تهیه تصویر و ساخت آیتمهای مورد نیاز و دوم اینکه هزینه کمتری هم خواهد داشت چرا که بیشتر میهمانان یا از مسئولان هستند که به لحاظ قانونی و مسئولیت شان پولی را بابت حضور در برنامه دریافت نمی کنند یا تک میهمانانی هستند که در حوزه های مختلف به دلایل متعدد در برنامه حضور می یابند و با سخاوتمندی زمان آن را به خوبی پر می کنند ! بگذریم بحث امروز ما این بخش نیست بلکه حول صمیمیت مجریان است ، بدون تردید یکی از عوامل مهم در پیوند مخاطبان با رسانه ملی حضور مجریان حرفه ای است که این موضوع در برنامه های گوناگون فرق می کند مثلا در خبر سیاسی توصیه می شود به لحاظ شخصیتی از افراد خوش سابقه ، محبوب ، تحصیل کرده و مسلط و با متوسط سنی بالا استفاده شود ، این تعریف در بخشهای دیگر می تواند تفاوت کند .اما یک چیز بین این مجریان می تواند مشترک باشد و آنهم صمیمیت واقعی است .آنچه که در سالهای اخیر بیشتر دیدم حضور مجریانی است که بیشتر از اینکه حرف خوب بزنند ، خوب حرف می زنند و این شیوه صدمات جدی به ارتباط مخاطب با رسانه وارد کرده است بکار بردن کلمات و عبارات مجیزگونه و افراط بر مدح و تکریم بیش از حد و غیر متعارف در نزد برخی گویندگان و مجریان صداو سیما موجب شده تا درجه این صمیمیت کاهش یابد .به نظرم امروز مخاطب بیشتر خواهان صداقت ، احترام و صمیمت به شکل واقعی ، عینی و عمیق است و مجریان ، گویندگان و حتی گزارشگران و خبرنگاران باید راحت و بدون تکلف و فارغ از تعارفات غیر معمول با مخاطبان صحبت کنند.همه چیز را خوب جلوه دادن و نادیده گرفتن آنچه که بد بودن آن را همه می دانند از بزرگترین عوامل از بین رفتن این صمیمیت است
چند شب پيش برخورد سنگين دايي سرمربي تيم ملي را با عادل در برنامه نود مي ديدم مخصوصا وقتي در پاسخ به سئوالاتی درباره تیم ملی فوتبال مي گفت : به شما ارتباطي ندارد!!...نمونه اين برخوردها در نزد اهالي قدرت هنگامي که در مقابل پيگيري و سماجت رسانه ها به عنوان صداي مردم قرار مي گيرند زياد ديده مي شود ...مثلا در همين ورزش به دفعات ديده ام از جام جهاني فرانسه که گفته ميشد عابدزاده برخورد فيريکي با جواد خياباني داشته است تا همين جام جهاني المان که بازهم گفته شد دايي بعد از انتقادات عادل در اردوي تيم ملي با او تندي کرد يا به روزگار قبل بازگرديم بعد از دوپينگ رمضانعلي تيموري قهرمان آسيا و نوشته هاي مرحوم هنريک تمرز نويسنده کيهان ورزشي ، منزل وي را برخي هواداران به آتش کشيدند؟! يا نمونه ديگر آن سلطان پروين که در پاسخ به برخي انتقادهاي يکي از نشريات مي گفت يک روز بعد الظهر مي رويم دفترشان و .... يا ژنرال قلعه نوعي که معتقد بود فلان خبرنگار که از وي و تيم ملي انتقاد مي کند کسي بوده براي برانکو دلال .... بوده است ! و .... واقعيت اين است که بيشتر ورزشهاي ما از تحصيلکرده و تحصيل نکرده شناخت مناسب و موثري از نقش و کارکرد رسانه ها ندارند و معمولا از روي احساس و بدون توجه به وظايف رسانه ها مانند يک موضوع شخصي با آنها برخورد مي کنند ( کاري ندارم که گاهي اوقات هم برخي رسانه ها خباثتهايي دارند که بيا و ببين ) ولي در هرحال ما نمايندگان افکار عمومي هستيم از مکتوبمان گرفته تا ماها در رسانه بزرگي مانند صدا وسيما ، بنابراين سوال کردن جزو حقوق ماست و پيگيري ماجرا تا کشف حقيقت هم بخش مهمي از مسئوليت کاري رسانه ها را تشکيل مي دهد.آداب برخورد با رسانه و افکار عمومي را کمتر در نزد اهالي فوتبال ديده ام و توصيه ميکنم فدراسيون فوتبال براي تيم ملي سخنگوي آشنا با مسايل روز رسانه بکار بگيرد تا تنشها حول و حوش تيم ملي در اين شرايط حساس کمتر شود .در سطح کلان تر ورزش هم به نظرم سازمان تربيت بدني با فعال تر کردن روابط عمومي ها و حضور موثرتر آنها در عرصه خبر رسانی میتواند جلوی برخی از این بی نظمیها و شایعات تا حدود زیادی بگیرد .نمونه بارز این موضوع را در قضیه انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به خوبی می توان مشاهده کرد که خدا را شکر همه اهالی فوتبال وسط میدان خبر رسانی بودند.فکر میکنم بچه های تحصیلکرده ارتباطاتی که دوستدار فوتبال هم هستند طرحهایشان را برای این قسمت به فدراسیون فوتبال ارائه دهند .
يک کامنت و يک پاسخ من :
سلام اقای ناظمی دیدم در ضمیمه یک نظر خواسته بودین که یادداشت گذارنده دلیل بیاورد که شما از مردم دور شدین و شما هم خواسته بودین دلیل بیارن . هنوز افکار عمومی در خصوص پشت پرده انتخاب سرمربی ، سئوال ناک- بر وزن دردناک- است شما تایید کننده هستین یا سئوال کننده؟؟؟؟؟؟؟؟ هنوز مهندس علی ابادی پشت پرده مافیای فوتبال و کمیته انتقالی را نگفته اند شما تایید کننده هستین یا سئوال کننده؟؟؟؟؟؟؟؟ در خصوص ارسال لیست تیم محبوب شهرمون استقلال به اسیا هنوز با طنین جمله با مسئولان قاصر برخورد و انها را معرفی می کنم تو گوشمونه شما تایید کننده هستین یا سئوال کننده؟؟؟؟؟؟؟؟ نامه فیفا مردادماه سال گذشته به فدراسیون تحت سرپرستی کیومرث هاشمی مبنی بر قطعی شدن کسر شش امتیاز از پرسپولیس می رسه و این مدیر چندکاره لابد یا اصلا نامه را نمی بینه و یا سردر نمیاره و یا و بعد، از این تیم در کورس قهرمانی امتیاز کم میشه تا تیم محبوب اقایون یعنی سپاهان مثل چند سال گذشته با لابی و دغل قهرمان بشه - برای از بین بردن فوتبال دو قطبی باید قد استقلال و پرسپولیس کوتاه بشه تا تیم کوتاه قد اقایون سپاهان دیده بشه- این سو مدیریت کیومرث هاشمی و دار و دسته سازمان تربیت بدنی و این هم شما، راستی شما تایید کننده هستین یا سئوال کننده؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی سئوال کنین همین جمعه چرا بازی سپاهان با 45 دقیقه تاخیر اونهم تاخیر نسبت به بازی پرسپولیس و استقلال که در کورس قهرمانی هستن برگزار میشه شما که رفیق تاج و ساکت هستین میشه بفرمایین و بگین تو اینجور قضایا نماینده افکار عمومی هستین یا از اقربای میزهای قدرت و...؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفا نخواین که توجیه کنین با صداقت پاسخ بدین خیلی ممنون
واما ما چه مي گوييم :
چه خوبه که ما سواد رسانه اي پيدا کنيم اين موضوع جسارتي به شما نيست ها .. دقت کن ..همه سوالات درست و سوژه هاي بکري است که به عقل ناقص ماهم مي رسد ولي شما چه توقعي از ما داريد ؟ ما که قوه اجرايي نيستيم بدون تعارف بگم به لحاظ ماهيت دولتي بودن هم يک جاهايي نمي توانيم زياد پيگير باشيم چون به ادم بزرگها مي خوريم ! ولي با همه اين احوال پيگير هستيم در همين راديو گفت و گو بارها مباحث خيلي خوبي مطرح مي شود که پاسخ بيشتراين سوالات شما را داده ام ولي دامنه پوشش اين راديو نسبت به تلویزيون کم است و در سيما هم وضع جور ديگري است من خيلي خوشحال شدم که رئيس سازمان اعلام کرد در ورزش خط قرمزي نداريم و اين موضوع امسال انشاالله کمک زيادي به ما مي کند ...اميدوارم توجيه نبوده باشد و در ضمن به هيچ ميز قدرتي هم نزديک نيستيم
نمی دونم چه کسی این فرهنگ را در بین مردم جا انداخته که وقتی در کاری نام یک زن به عنوان مسئول کار مطرح می شود ،موضوع از همان ابتدا با کمی تردید روبرو می شود مثلا تا یادم می اید همیشه توی رانندگی صحبت از ناشی بودن خانمهاست ، توی آشپزی صحبت از ته گرفتن غذای تازه عروسهاست در سایر مشاغل هم وضع همینطور است خلاصه یک حالت جوک بودن را به نوعی می توانی مشاهده کنی،امروز سرمربی تیم ملی زنان ایران میهمان من در گفت وگوی ورزشی بود چند نکته از این گفت وگو
-
تفاوت بین فوتبال آقایان و خانمها در ایران از زمین است تا آسمان از بودجه بگیر تا توجه مسئولان ، به عنوان مثال فقط پیش قرار داد یک بازیکن لیگ برتری برابری می کند با کل بودجه یک تیم فوتسال زنان ایران در سال۸۶
-
دیگر به جدی نگرفته شدن عادت داریم مثلا وقتی توی هواپیما به طرف ویتنام می رفتیم عده ای از هموطنان از ما می پرسیدند مگر ما تیم ملی فوتبال زنان ایران داریم ؟ وبعد هم با لبخندی از سر ...موضوع را فراموش می کردند
-
رئیس فدراسیون فوتبال سر تمرین تیم ملی امد گفت مهم حضور است و من توقع دارم به جمع هشت تیم برتر بروید در حالیکه ما فقط دو ماه برای اماده شدن وقت داشتیم و معلوم بود این تیم خیلی برای ایشان اهمیتی ندارد که شرایط تیم را نمیداند
-
بیشتر اعضای تیم ملی بچه های شهرستانی از گیلان ، مازندران ،هرمزگان،ایلام ،کردستان،خوزستان و خراسان هستند که بدون حقوق و مزایای خاصی در خدمت تیم ایران هستند
-
بی اعتمادی به مربیان زن به حدی است که گاهی خود مسئولان زن فدراسیون فوتبال هم ترجیح می دهند از مربیان مرد استفاده کنند تا خانمها !
برنامه گفت و گوی ورزشی شنبه ۱۷ فروردین ماه ساعت ۲۲ رادیو گفت وگو
دیروز داشتم وسایل و یاداشتهای قدیمی را خانه تکانی میکردم ... یک دفعه نامه شهردار کرمان در سال ۱۳۶۹پیدا شد من اون روزها گزارشگر برنامه رادیویی سلام بامداد کرمان بودم و الگویم هم برای این کار محمود شهریاری بود ... روزی از روزها مدیر رادیو کرمان کپی نامه ای را بدستم داد که شکایت شهردار از گزارشهای جهت دار بنده بود ( به زعم ایشان ) و در انتها نوشته بود من از این بچه گزارشگر ( یعنی من ! اون روزها ۲۰سال داشتم ) ولی از شما می خواهم که به او بفهمانید که .... و در انتها هم در پاسخ به انتقادات بسیار جزیی من ، نوشته بود مگس ادم را نمی کشد ولی حالت را بهم می زند .... امشب سردبیر برنامه بدون خط خوردگی رادیو گفت و گو بودم و در یکی از بخشها کارشناس مدعو انتقادات نسبتا تندی را مطرح می کرد ناخودآگاه یاد روزهای مگسی ! گذشته و رفتار و برخوردهای سنگین برخی مسئولان به سبب انتقادات بسیار بسیار ملایم رسانه ها افتادم .... خدا را شکر کردم که آن روزگار تقریبا سپری شد و من در فضای امروز هم تجربه کاری پیدا کردم ... انشاالله که این چراغ روشن بماند ..... هر چند توی پرانتز هم بگم بسیاری از تحولات امروز صدا و سیما ناشی از مواجهه سازمان با گسترش فوق العاده تکنولوژیهای ارتباطی و بیشتر شدن قدرت دسترسی مخاطبان به تولید و پخش محتوی دیجیتال است و گاهی تصور میکنم بیشتر از اینکه میل ما باشد در این جریان عظیم افتاده ایم و فعلا دارد ما را می برد .

بیشتر چهره های ورزشی در انتخابات مجلس هشتم به قول خودشان اوت شدند .بدون تعارف عرض کنم من از این موضوع خوشحال هستم به چند دلیل که فهرست وار عرض میکنم :
-
بیشتر نامزدهای ورزشی فاقد برنامه مشخصی برای حل مسایل و مشکلات جامعه بودند مثلا کشتی گیری که سابقه قهرمانی جهان را دارد می گوید مردم ما را می شناسند و به اعتماد دارند ..این قهرمان از برنامه کاربردی خود برای حل مشکل مردم سخنی نمی گوید یا مدیر ورزشی تیم مشهور می گوید برنامه های خوبی برای حل مشکل جوانان دارم !!
-
برخی دوستان ورزشی با عنوان مستقل و غیر سیاسی وارد انتخابات شدند ؟ من معنی مستقل را در عالم سیاست نمی فهمم، نامزد شدن برای حضور در انتخابات یک فعل سیاسی است و اصولا یک فرد مستقل بدون پشتوانه جناحی و حزبی ، به تنهایی در مجلس چه میتواند بکند ؟ به نظرم این شعار ها در نظر مردم تکراری شده بود
-
شهرت پدیده جالبی است و کسانی که به نوعی به آن می رسند دچار تصورات جالبی میشوند، به روسای سازمان تربیت بدنی در سالهای گذشته نگاه کنید هاشمی طبا ، مهر علیزاده ...واقعا تصورمی کردند به خاطر مشهورشدنشان به مدد ورزش می توانند در عرصه انتخابات ریاست جمهوری هم حرفی برای گفتن داشته باشند ... بیشتر نامزدهای ورزشی بااین خیال که شهرت آنها راهی است بسوی مجلس وارد انتخابات شدند
-
خوشحالی دیگر من از این موضوع جلوگیری از برخی وارونگی های اجتماعی است که باعث می شود نخبگان به مراکز مهم تصمیم گیری راهی نداشته باشند مردم نشان دادند بیشتر به برنامه ها رای می دهند تا به نامها و القاب
-
بررسی تاثیر حضور چهره های ورزشی در مراکز سیاسی بد نیست و می تواند دستمایه یک تحقیق خوب باشد به عنوان مثال در همین شورای شهر خودمان تهران بررسی کنید ظرف ششماه گذشته چهر های ورزشی راه یافته تا چه اندازه در مسایل مختلف فقط اظهارنظر کرده اند یا نمایندگان قبلی که بااستفاده ازشهرتشان به مجلس رفتند چه کردند ؟
-
البته در نظامهای حزبی پیشرفته حضور چهرهای ورزشی در انتخابات بخشی از برنامه احزاب است که درنهایت حزب همه گونه حمایت را از آنها وبرنامه هایشان دارد
-
و درنهایت می گویم دوستان قهرمان من در عالم ورزش برای حضور در عرصه پر تنش سیاست نیاز به اردوهای تدارکاتی بیشتر و سرمربی های کار آموزده عالم سیاست دارند
بازار پیامکهای نوروزی امسال داغ داغ بود انواع و اقسام و البته پر از تکرار ! حرفهای خوب وقشنگ از هموطنان خیلی ممنون ... از میون اس ام اس ها رسیده به اینجانب ، پیامک کامران نجف زاده ، جالب بود و البته خطرناک ... بخوانیدش " همیشه پشت سر مرد موفقی ، زنی است که نتوانسته جلوی موفقیت وی را بگیرد "... سال نو مبارک
