شب یلدا مبارک ، نظر سنجی خبر شبکه جام جم
یلدا یادگاری از ایران باستان را حضور شما هموطنان تبریک میگم ، شبکه جهانی جام جم برای انتخاب برترینها نظرسنجی دارد اگر مایل هستید شرکت کنید و برنامه ها و گوینده برتر خودتان را انتخاب کنید ( اینجا )
خبری - ورزشی - آموزشی
یلدا یادگاری از ایران باستان را حضور شما هموطنان تبریک میگم ، شبکه جهانی جام جم برای انتخاب برترینها نظرسنجی دارد اگر مایل هستید شرکت کنید و برنامه ها و گوینده برتر خودتان را انتخاب کنید ( اینجا )
این دو سه روز تعطیلی شما و شیفتهای متعدد ما ! ، فرصتی شد تا شماره دیگری را از مجموعه می خواهم گوینده شوم را تقدیمتان کنم .... ای که از کوچه معشوقه ما می گذری برحذر باش که سر میشکند دیوارش ... همکاران! روی صفحه تلویزیون یک اشتباه شما اسباب رسوایی است ، بی اطلاعی ، نداشتن مطالعات روز ، بی تفاوتی و داشتن روحیه کارمندی و منفعت طلبی ! از آفات این حرفه است ، به عنوان یک علاقمند این پیشه! عرض میکنم ، شرط اول موفقیت در این کار بی زمانی است.... تعبیر عجیبیه ، این شغل زمان ندارد ، تعطیلی ندارد ، توقف ندارد ، شما هر وقتت با مطالعه میگذرد ، بدنبال نو اروی و خلاقیت باید بود ، به جرات میگویم ،اگر دو روزمان مثل هم باشد ان زمان ، زمان خداحافظی است ... در یک کلام ، گوینده به تعبیر بزرگان این حرفه، مجنون این کار است .... خاطره ای هم بگم ، روزگاری که عادل جوانی جویای نام بود و شهرت امروز را نداشت، به من می گفت وقتی یکشنبه ها بازیهای فوتبال جزیره است ( فوتبال انگلیس ) بقدری شیفته آن هستم که از تهران حس میکنم در ورزشگاههای انگلیس بازیها را دنبال میکنم( این حرف حدود سال ۷۴ و ۷۵ زده می شود که شبکه سه این حجم وسیع پخش مستقیم را نداشت - توجه کنید )، خوب از دل چنین شوق و اشتیاقی و به عبارتی جنونی ، عادل نود بیرون می اید و ماندگار می شود و یا روزگاری همین جواد اقای خودمون که نه اینترنتی بود و پخش مستقیمی ، بقو ل خودش تا اسامی بازیکنان تیم ملی اسراییل را هم می دانست! ...به من همیشه توصیه شد ،گوینده موفق مدام در حال پرسش است و بدنبال تازه هاست این امر توقف ندارد و من امروز اضافه میکنم ، در عصر مخاطبان متخصص ، سخت گیر و دقیق بسر می بریم بنابراین سختیهای کار دو چندان شده است .....شاید بگویید بابا خوشت می اید ده تا از همین همکارای خودت نه صدا دارند و نه تصویر و نه سواد و ... در برخی موارد موافقم ، منتها این نهایت ما نیست ، من از باید ها صحبت میکنم ، بله همین امروز هم همکارانی دارم که منتهای ارزویشان چهره شدن ( به قول خودشان ) و اجرای برنامه در فلان همایش و درامد نجومی است و یا رسیدن به پست مدیر کلی روابط عمومی فلان سازمان و نهاد دولتی !؟ ....به نظرم گوینده و یا مجری که با نیت چی گیرمان می آید وارد این شغل می شود در یادها نمی ماند و البته هم نباید بماند
روزگاری افسر وظیفه رادیو و تلویزیون ارتش بودم،حدود سالهای 73 و 74 یادم هست نزدیک مناسبت روز ارتش ،کلی متون حماسی آماده می کردیم که موقع رژه یگانها،گوینده از پشت بلندگو با شور و احساس اعلام کند .... امروز گاهی وقتها که به اجرای برخی همکاران در برنامه های مختلف نگاه میکنم دقیقا همان وضعیت بلند گویی را حس میکنم ، متون قشنگ و البته بدون کاربرد برای مخاطب امروز رسانه ( عصر مخاطبان متخصص ) که مجریان بیشتر آن را حفظ کرده اند و در هرمناسبتی بخشی از آن را می ایند جلوی میکروفون فریاد می زنند ...به عنوان یک ایده عرض میکنم و میتوانیم روی آن بحث کنیم ،کارکرد بلند گویی رسانه امروز وجود تعریفی ندارد ! .... در کل جهان این اتفاق افتاده و ماهیت بلند گویی رسانه به عنوان بخشی از قدرت از بین رفته است و امروزه رسانه ها در تعاریفی جدید به عنوان یک سیستم پیچیده در حقیقت دو طرفه هستند که نمی توان فقط ان را بلندگو دید .. این را می گویم برای برنامه سازان ، سردبیران و متفکران رسانه ای و البته همکاران گوینده و مجری ،نحوه اجرا در پشت بلندگو با قرار گرفتن در پشت رسانه تفاوت دارد ،ما دنبال ارتباطات رسانه هستیم، بیایید کمک کنیم اگر برخی برنامه ها و یا مجریان هنوز در عصر بلندگو هستند ، برگردند به عصر رسانه و ارتباط .... به قول اقای عالمی معلم سینما و تلویزیون ( با تاکید خودشان ) ، همیشه این کلام ارزشمند معلمان عزیز را در دوران مدرسه بیاد اورید : " بچه خودت می فهمی چی میگی ؟" ....من فکر کنم اگر مجریان و گویندگان همین جمله را رعایت کنند اعصاب اکثر مخاطبان راحتتر خواهد بود !
خبر کوتاه سایت تابناک مبنی بر توقف برنامه ورزش و مردم ، صورت دیگری پیدا کرد که می خوانید اینجا
چندی قبل شایعه شد برنامه خاطره انگیز ورزش و مردم بعد از سی سال ، ۲۲ بهمن امسال به پایان می رسد( بعدا تکذیب شد) ، ورزش و مردم از قدیمی ترین برنامه های ورزشی صداو سیماست که می گویند طراحی اولیه ان با مرحوم وارطان و مجید وارث ( گزارشگر اسبق فوتبال که اکنون ساکن استرالیاست ) بوده است ، سالهای بعد دوستان دیگری امدند و آن را ادامه دادند از جمله بهرام شفیع ، احمد بهروان ، اکبر محمدی بقا ، احمد خجسته و دوستان دیگر ..... یادم هست فقط یکبار توفیق اجرای این برنامه را پیدا کردم ، آخه من ذخیره چهارم ! مجریان بودم ..... بعد از خود شفیع ، بهروان و خجسته ... تازه بعد از اینکه کلی بهرام شفیع ما را قبول داشت ... در این دو ، سه سال اخیر ( مخصوصا ) ورزش ومردم به تکرار شدید افتاده و تقریبا مرجعیت خود را در بین برنامه های ورزشی شبکه ها از دست داده بود و حرف چندانی برای گفتن نداشت .... به نظر من استمرار یک برنامه تلویزیونی و یا حتی رادیویی نیازمند کار و طر احی دقیقتر از طرح اولیه است تا دچار تکرار و بی برنامه گی نشود ....الان هم برنامه های دیگری در رادیو و تلویزیون داریم که به نظرم نیازمند برگزاری مراسم اختتامیه! هستند ، بهرحال مردم پهلوان ایستاده رو دوست دارند
در برنامه این هفته گفت و گوی روز با حضور اسماعیل میرفخرایی کارشناس ارتباطات و سردبیرـ مجری رادیو گفت و گو، حسن عابدینی مدیر کل اخبار خارجی و استاد دانشگاه و دکتر اکبر عالمی، مدرس گویندگی و استاد ارتباطات، کیفیت اجرا و گویندگی در سازمان صدا و سیما بررسی می شود اینجا
در پي نشست خبري مدير راديو ايران با خبرنگاران كه با هدف تشريح اجلاس اخير اي بي يو صورت گرفت، اين پرسش ايسنا كه چرا تعداد اندكي برنامه از ايران در جايزه «اي بي يو» شركت كرد و چرا جشنواره امسال با برگزيدهاي از صداي ايران همراه نبود؟ با اين پاسخ از سوي دكتر عليرضا نوري مواجه شد كه حل اين مساله، مستلزم برخورد فعالتر بخش بينالملل است. اینجا
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات(مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرامى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
اشکهای حماسه ساز ملبورن در مقابل دیدگان هزاران بیننده تلویزیونی ، مرثیه ای بر یک فوتبال است ، زاری بر ضعفهای فرهنگی یک جامعه است ، که نمی داند چگونه اسطوره ورزشی بسازد ولی به خوبی بلد است اسطوره های خود را ویران کند بالاخره یا ما سیاه سیاه هستیم و یا سفید سفید ! .... به عقیده من فوتبال ایران به دلایل متعدد از جمله اقتصاد زیر زمینی آن! یک محیط جرم زاست ولی در این فرصت نگاه من به ضعفهای نمایش رسانه ای ما از فوتبال است که در شکل گیری این محیط سهمی دارد ...آنچه که در قاب رسانه های ما اعم از مطبوعات ،رادیو و تلویزیون شاهد هستیم واقعیت فوتبال نیست .... در تلویزیون صحنه های فوق العاده ! روبوسی و گل دادن و رخصت گرفتن از تیم حریف و ... را نشان می دهیم ولی نمی ایم بگوییم چند ده صندلی اخر بازی شکسته و درگیری های کلامی و غیر فرهنگی بازیکنان در زمین و خارج آن را عیان نمی کنیم ...این سیاه و سفید دیدن در نزد اصحاب رسانه هم به خوبی دیده می شود ، روزی خداداد غزال تیزپای آسیاست و روزی در همین جعبه جادو مبینی که می گویند خداداد باید از فوتبال حذف شود ! ....سیاست مشخص رسانه های ما برای الگوی سازی چیست ؟ قبول دارید گاهی دچار خود کم بینی هستیم و گاهی در دامان اغراق گویی افتاده ایم؟....بازیکنی گلی می زند و به قول اقای گزارشگر می شود جوان اول فوتبال ما ! و بعد روزگاری می رسد که همان بازیکن برای همراهی تیم ملی تعادل مناسب را ندارد و در فرودگاه بر گردانده می شود !...آیا فکر نمی کنیم بخش مهمی از خطای امروز خداداد و مانند او به گردن رسانه هاست ...وقتی صداو سیما و یا مطبوعات ،فردی را که هنوز ظرفیتهای معمولی را هم ندارد و جنبه های روحی و روانی لازم را بدست نیاورده در حد قهرمانان اسطوره ای و تاریخی این ممکلت مطرح میکنند !؟ خواسته یا ناخواسته او را به بیراهه می کشانند و در نتیجه ، آفرینش این سمبل های احساسي ! علاوه بر صدمات اجتماعی ، در خود فرد هم توقعات نابجایی ایجاد میکند که او را در ادامه مانند خداداد به پرخاش گویی و طلبکاری وا می دارد ... از این بحث نتیجه بگیرم ، در ناپایداری محیط فوتبال ما (در کلان آن) رسانه ها هم به شکل موثری مقصرند و بسیاری از خطاهای خداداد و امثال او ، محصول اشتباهات عمدی و غیر عمدی فضای رسانه ای ماست
به دنبال درگیری خداداد عزیزی با یک خبرنگار شیرازی که منجر به مصدومیت این خبرنگار شد، برنامه گفت و گوی روز به بررسی پدیده خشونت در فوتبال ایران می پردازد.در این برنامه با حضور کامبیز نوروزی، حقوقدان و امیر حاج رضایی، فوتبال ایران از منظر جامعه شناسی، آسیب شناسی می شود.اینجا
«حاکم بودن ضوابط يا روابط در سازمان صداوسيما»،« تمايل به ستاره سازي»،«وضعيت موجود و شرايط گويندگي خبر» با حضور محمدحسين سروش مدرس دانشگاه، دکتر آذري استاد ارتباطات و فواد بابان گوينده پيشكسوت خبر است در برنامهي «گفتوگوي روز» بررسي شد. اینجا و قسمت دوم
انجمن نويسندگان، خبرنگاران و عكاسان ورزشي در نامهاي به علي كفاشيان رييس فدراسيون فوتبال از روند بررسي پرونده درگيري "خداداد عزيزي" با يك خبرنگار ورزشي ابراز نگراني كرد. اینجا
خيليها از محققان معتقدند 50 درصد مديريت ذاتي و 50 درصد آن اكتسابي است. يك مدير توانمند ميتواند كوچكترين سازمانها را به اوج برساند ولي يك مدير ناآگاه، ميتواند كارآمدترين سازمان را از اوج به پايينترين جايگاه نزول دهد. مديريت سازمان ورزشي نيز از اين اصل مهم استثنا نيست، مديريت يك هنر است، آيا مديران ورزش ما، مديراني هنرمنداند؟ اینجا
مهدی حاج باقر مدیر برنامه های پرسپولیس امروز روی خط تلفنی خبر ورزشی جام جم با ما صحبت کرد برخی نکات آن را بد نیست بدانید :
برنامه گفت و گوی روز رادیو گفت و گو با حضور فواد بابان ،گوینده خبر ؛ محمدحسین سروش ، مدرس گویندگی و اجرا ؛ آذری، عضو هیئت علمی دانشگاه و اسماعیل میر فخرایی ، گوینده و کارشناس مجری رادیو گفتگو به بررسی مبحث گویندگی و مجری گری در سازمان صد او سیما پرداخت، آنچه می خوانید بخش اول این گفت و گو است.اينجا
عبارت معروف داریوش خان مصطفوی مدیر عامل پرسپولیس ، زمانی که دبیر موقت فدراسیون فوتبال بود حتما یادتون هست ... فیفا هیچ غلطی نمی تواند بکند ( روزنامه گل ).... هر چند بعد ها این جمله تکذیب شد ولی آثار خود را داشت ، تعلیق فوتبال ایران و هجده ماه بلاتکلیفی و کلی هزینه بر ورزش ایران ، نمونه ای از این دست مدیریتهاست ...برای اینکه کمی توی حال و هوای اون روزها بیایید بخشی از گفت و گوی من با مصطفوی را می توانید گوش کنید که صریحا میگوید دادکان استعفا ندهد و مشکلی هم نداریم ( اینجا ) .... بیاییم به این روزها رفتن امپراطور و منتشر شدن قرار داد ایشان که به قول ایسنا یک ترکمانچای ! ورزشی بود ، واقعا سوال اين است که دليل روشن مديران پرسپوليس براي پذيرش این رقم بالا و شرايط قرارداد چيست ؟ .... البته زياد منتظر پاسخ نباشيد ...خبر امروز اقای مصطفوی هم در نوع خودش جالب است احتمال شکایت از افشین قطبی ! .... از اون فرار به جلو های همیشگی در فوتبال ایران و آشفتگي مدیریتي و تصميمهاي احساسي و نوساني ورزشی ما، که نمونه ای از ان را در همين جا شنيديد .... تصور ميکنم مسئولان سازمان بازرسي کشور براي روشن شدن وضع هزينه کردن پول مردم براي اقاي قطبي ، بايد از مديريت باشگاه سوالاتي داشته باشند ، به نظر من در ماجراي قطبي ، خلاءهاي مديريتي باشگاه موجب شد تا سرمايه مردم به هدر رود و در شکل کلان ان، پرسپوليس که بايد اکنون يکي از قطبهاي تجاري اقتصاد ما باشد، لنگان ، لنگان به کار خود ادامه دهد ...در بررسی این موضوع نبايد از ضعفهاي جدي مديريت باشگاه پرسپوليس بسادگي گذشت ... حداقل در یک برنامه زنده رادیو و تلویزیونی ، اقای مصطفوی بیاید ، شفاف مسایل را بازگو نماید .منتظر می مانیم