خبری - ورزشی - آموزشی
این روزها صحبت از انتخاب و معرفی اعضای دولت دهم است. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی هم یکی از اعضای بدنه قوه مجریه برای چهار سال اینده خواهد بود .یک بررسی ساده نشان می دهد حداقل ظرف پنجاه سال اخیر مهمترین مشکل ورزش ایران ، نیروی انسانی متخصص و نداشتن برنامه علمی بوده است و این مشکل هر چه به سمت نوک هرم ورزش ایران می رویم بیشتر به چشم می اید .نگاهی به سابقه ورزشی روسای سازمان تربیت بدنی ظرف سی سال اخیر نشان دهنده این موضوع است که مهمترین افتخار ورزشی انان عضویت در تیم های دانشگاهی و یا علاقه مندی به قرمز ها و ابی هاست ! شاید خورده بگیرید ما از انان انتظار مدیریت صحیح داشتیم .این نقد شما هم بسادگی قابل پاسخگویی است ، من از شما سوال میکنم برنامه معلوم و هدفمند انها در طی دوره های مختلف برای ارتقا سطح ورزش ایران چه بوده ؟ ایا ورزش ما مانند کشورهای پیشرو از یک راه و روش علمی پیروی کرده و یا به شیوه مدیریت گلخانه ای و نتیجه گرا اداره شده و تک مدالهای جهانی و المپیکی ابروی ورزش ما را در مقاطع مختلف خریده است .در همین دوره ای اخیری که پشت سر گذاشتیم حرفهای بزرگی زده شد مثل تشکیل ستاد ورزشهای پایه و یا طرح آمایش سر زمینی که هیچکدام سرانجامی نیافت ! .امروز فرض کنیم نقطه شروع دیگری برای ورزش ایران است ورزشی که تحت شعارهای بدون حساب مانند مقام چهارمی بازیهای اسیایی ۲۰۱۰ و یا فلان تعداد مدال در المپیک ۲۰۱۲ و البته رفتن به دور دوم جام جهانی ۲۰۱۴ ! ، انقدر رشد پفکی داشته و توقع عمومی را بالا برده که واقعیتها را از چشم مدیران ان خواسته و ناخواسته پنهان کرده است . امروز را نقطه شروعی برای جبران مافات بدانیم و با انتخاب اهل ورزش و سپردن سکان مدیریت ورزش به انها ، حداقل یکبار هم این مسیر را بدون حضور افراد سیاسی امتحان کنیم . من مطمئن هستم در بدنه علمی و اجرایی ورزش افرادی هستند که به لحاظ تعهد و تخصص ، شایستگی هدایت دستگاه ورزش ایران را برای نتیجه گیری مطلوبتر و سامان یافتن ان در رده های پایه ، همگانی و قهرمانی دارند. امیدوارم این اتفاق بیفتد هر چند ....
انصاف نیست که از تلاش در خور توجه همکارانم در اداره کل اموزش و پژوهش معاونت سیاسی به سادگی بگذریم برای دیدن مجموعه فعالیت این دوستان می توانید به اینجا مراجعه کنید . مجموعه خبری ما یک نشریه کابردی هم دارد به نام افق که تاکنون ۶۳ شماره ان منتشر شده است و مجموعه شماره ۶۴ انهم با موضوع جنگ روانی در دسترس علاقمندان مباحث خبری است. در شماره جدید این موارد را می توانید بخوانید . "ميزگرد با حضور مديران ارشد اخبار صداوسيما "، "توجه به ميل مخاطب؛ شرط موفقيت جنگ رواني در مصاحبه با دکتر سلطانيفر"، "جنگ رسانهاي در فضاي سايبر"، "منابع شكلدهي افكار عمومي در آمريکا"، "راديو فردا و موضوع هستهاي ايران"، "تبليغات رواني: جنگ عقايد در برابر عقايد در نيمه نخست قرن بيستم"سياست: تصوير در برابر اصل" و... برخي از مقالات شصت و چهارمين شماره افق است. .... البته حسن این پایگاه خبری دسترسی به برخی مقالات است مانند دومین قسمت مجموعه درست نویسی در بخش اموزش و یا مطالعات وسیع تحقیقانی در حوزه رسانه که در این بخش می توانید مطالعه کنید
در این ورزش ما هر شگفتی ممکن است ، آخری هم زنده ماندن تنها سه ورزشکار از جمع ۱۶۸ سرنشین هواپیمای توپولوف ایران - ارمنستان است ، البته به مدد پدیده صغر سنی ! ..... شنیدهها حکایت از آن دارد که ايمان زيني وند (وزن 55- كيلوگرم)، يحيي باقرپور (وزن 81- كيلوگرم) و مصيب عزيز الهي (وزن 90- كيلوگرم) که از حدود 6 سال پیش در رده نوجوانان حضور داشتهاند هر سه جودوکاهای خرمّآبادی هستند که هم اکنون در سلامت کامل به سر میبرند و به جای انها سه جودوکای بدشناس دیگر که یکی از آنها کارت پایان خدمت دریافت کرده، با نام این سه جودوکار در هواپیمای مذکور سقوط کرده و کشته شدند.بر اساس اخبار دریافتی این سه تن با صغر سن شدیدی که داشتند، تمایلی به حضور در تیم ملی نوجوانان نداشتهاند و به دنبال حضور در ردههای سنی بالاتر بودهاند که به اصرار کادر فنی در این رده به جای این جودوکاها هفته پیش در مسابقات شرکت کردهاند و به این اردو اعزام شدهاند.اینجا

صغر سنی یعنی سن شخص را از میزانی که در شناسنامه او قید گردیده به فلان مقدار کاهش دهند که برخی تیمها برای گرفتن نتیجه در مسابقات اینکار را میکنند که مصداق تقلب است
پیش بینی میکردم به مرگ میگیرند تا به تب راضی شوند ، سید محمد برای من نوشته :این یک بازی رسانه ای از طرف خود مسئولان و عوامل باشگاه مس بود تا از این طریق بتوانند پول بیشتری از شرکت مس بگیرند و هیچ انحلالی در کار نیست. بنابراین مس همچنان پابرجاست!
تقریبا همان بلایی که سر تیم کابلهای شهید قندی یزد امد دارد بر سر کرمانیها و تیم مس می اید . البته قابل پیش بینی است چرا که تیمداری به سبک دولتی همین مشکلات را خواهد داشت، همین الان وزارت صنایع شش تیم لیگ برتری دارد که در دنیا یک رکورد محسوب میشود ! تازه داشتیم خوشحالی میکردیم برای شهرمان که تیمش اسیایی شده است . امیدوارم مسئولان کرمانی برای این تیم کاری بکنند ..... البته شاید این مانور رسانه ای مس برای حل مشکلات مالی اش جواب بدهد ولی تا کی می خواهیم کار ورزش را اینطور پیش ببریم ، ما راهی جز خصوصی سازی در ورزش نداریم .موضوعی که اگر خودمان هم نخواهیم با اجبار فیفا ! اتفاق خواهد افتاد.
پ. ن : با حذف مس از لیگ برتر ، سهمیه اسیا به تیم پنجم جدول یعنی پرسپولیس می رسد !
فاجعه سقوط هواپیمای مسافربری ایران و کشته شدن ۱۶۸ نفر از هموطنان را تسلیت میگم . در هواپیما بچه های تیم ملی جودوی نوجوانان ایران هم برای اردوی شش روزه ارمنستان حضور داشتند که متاسفانه جان خود را از دست دادند. به جامعه ورزش و خانواده این عزیزان هم تسلیت میگم ..... نمی دونم چرا هر وقت قراره سفر هوایی برم و هواپیمای توپولف را می بینم ، به دلم می افته یکبار دیگه زنگ بزنم با عزیزانم خداحافظی کنم !

کارشناسان ورزش و روانشناسي کودک توصيه ميکنند که کودکان تا قبل از رسيدن به سن 8 تا 10 سالگي نبايد در ورزشهاي رقابتي سازمان يافته که در آن امتياز محاسبه ميشود و به خصوص بزرگسالان در اجراي آن نقش دارند، شرکت کنند زيرا اگر کودکان قبل از رسيدن به سني که از نظر احساسي و فيزيکي آماده شده باشند به ورزشهاي رقابتي بپردازند، احتمال اينکه فشار رواني دوران تمرين و زمان مسابقه و همچنين يأس ناشي از باخت تاثيرات ناگواري بر آنان بگذارد و ميتواند به کنار گذاشتن دايمي ورزش منتهي شود.بايد در بازي، کشف و يادگيري مهارتهايي که از طريق پرتاب کردن و گرفتن، ضربه زدن به توپ، بالا و پايين پريدن، دويدن و شنا کردن حاصل ميشود، کاملا آزادانه رفتار کنند و اين مهارتها را به شاديبخشترين روش بياموزند.کودکان 8 تا 10 سال، بسته به ميزان رشد خود ميتوانند در مسابقات سازمانيافته شرکت کنند مانند مسابقات داخلي در مدارس. همچنين کودکان در سنين 10 تا 12 سال ميتوانند از رقابت در ورزش لذت ببرند و در اين ميان همچنان به آموختن مهارتهاي تازه هم بپردازند. بعضي از کودکان در اين گروه سني استعداد و علاقه خاصي به يک ورزش به خصوص نشان ميدهند و ميتوانند با داشتن مربي در اين زمينه بسيار پيشرفت نمايند. يک مهارت بسيار مهم در اين سنين، آموختن رفتار صحيح در زمان بازي، بردن و باختن است. پرداختن به ورزش در اين سنين ميتواند شامل سفرهايي با تيم ورزشي و فرصتهايي براي رهبري گروه هم باشد. نکته مهم در اينجاست که نبايد نوجوان را بيش از حدود آمادگي و توانايي جسميروحي او به انجام کاري وادار کرد. نوجواناني که به هر دليل علاقهاي به شرکت در ورزشهاي رقابتي تيمي ندارند، ميتوانند با راهنمايي مربيان و والدين خود به ورزشهايي چون اسکيت، سوارکاري، دوچرخهسواري و مانند اينها بپردازند.
صدای مرحوم استاد اذر یزدی نویسنده معروف قصه های خوب برای بچه های خوب و از مفاخر فرهنگی کشورمون ، بدستم رسید، بسیار دلنشین و صمیمانه از زندگیش می گوید ، می توانید اینجا گوش کنید
گاهی نقد دوستان را می خوانم که قطبی بدرد فوتبال ایران نمی خورد ، توی این فکر میروم مگر این فوتبال چه دارد که قطبی برایش کم است ؟ آیا فدراسیون مسقل و فعالی دارد ؟ نمونه بارز آن منشور اخلاقی ! خودشان نوشته اند و برای پاکسازی فوتبال ان را تایید کرده اند و الان به جای حمایت جدی، همه پا پس میکشند تا این آشفته بازاری که میرفت با همت عده اندکی، کمی سامان یابد دچار بلاتکلیفی وابهام شود ، البته اگر بخواهیم انصاف ر ا رعایت کنیم، شاید بهترین تصمیم فدراسیون در این مدت ! انتخاب سرمربی تیم ملی در فاصله حدود دو سال تا جام ملتهای اسیا باشد، آیا این فوتبال باشگاههای در آمدزا و مجهزی دارد که هرکدام بتوانند بدون تزریق پولهای مردم ( کمک دولت ) در صحنه فوتبال حضور داشته باشند ؟ آیا رسانه های ما ، حالا از هر نوع آن حرفه ای می بینند و می نویسند ؟ برای این فوتبال چه سرمایه ای داریم جز شعارهای همیشگی ، غیرت و .... تاسف باره وقتی یکی از مسئولان محترم فدراسیون فوتبال ، بعد از کلی بی برنامگی در تیم ملی از تعویض پی در پی مربی بگیر تا نداشتن دیدار تدارکاتی مناسب و .... می اید در سیما و می گوید ما ایرانیها ، مردمان روزهای سخت هستیم ! و مطمئنا با شکست دو کره ! راهی جام جهانی می شویم و ..... برادر من چی فکر کردید ! آیا بقیه دنیا روزهای سخت نداشته و ندارند و در خوابند ؟ اخر این چه توجیهاتی است که می آورید و به شعور مخاطبان اهانت می کنید ..... البته من هنوز هم به برخی رفتارهای آقای قطبی نقد دارم، ولی امروز می گویم در شرایط فعلی ، برای این فوتبال که متاع قابل عرضه ای جز افتخارات به تاریخ پیوسته اش ندارد ، قطبی از سرش هم زیاد است
الحمدالله ، ادب مردم ایران جهانگیر است و نمونه بارز ان هم طولانی شدن مصافحه ها برای اطمینان طرفین از میزان ارادت ! ... این خصیصه ایرانی ظاهرا در مجریان رادیویی و تلویزیونی اش هم ریشه کرده و نهایتا مخاطبان را دچار بلای صمیمیت نموده است ! نگاهی به برنامه های گوناگون صدا و سیما شاید عرض بنده را تا حدودی تایید کند ، یک بررسی ساده به ما می گوید که چند درصد برنامه ها از آنتن رسانه به احوال پرسی و عرض ادب و ارادت اختصاص دارد ، به قول یکی از تهیه کنندگان در برخی برنامه ها کم مانده مجریان از جعبه خارج شوند و کارهای شخصی مخاطبان را بر عهده گیرند! .... پشت این ابراز دوستی ها و کوبیدن بر طبل محبت و مودت ( به قول یکی از گویندگان سالهای دور ، سبز باشید ، زعفرانی باشید، یا ان گوینده محترمی که به چند زبان و لهجه به مردم سلام میکرد و ... ) یک خواسته است روشن است ... بله ....ابراز اخلاص برای بقای خود ( مجری برنامه و برنامه ) ... به عنوان آدمی که در این رسانه بیش از دو دهه گویندگی میکند به داوطلبان این حرفه عرض میکنم ، بسیاری از مخاطبان به این ارادت گویی افراطی مشکوکند و آن را غیر طبیعی می دانند ، چرا که اگر طرف غذایش خوب است نیازی به تملق ندارد، یکی از استادان ارتباطاتی به من می گفت : این قربان و صدقه رفتنهای افراطی مجریان شما، آدم را یاد غذاهای هندی می اندازد که چون ارزش ندارند با ادویه های تند، آن را به خورد مشتریان می دهند! .... نقد من شامل خود هم هست ، منهم تا مدتی همین مسیر را از روی دست برخی مجریان قدیمی تر رفته ام ، ولی اکنون به عنوان یک بحث آموزشی عرض میکنم این بلای صمیمیت افراطی مجریان ، نتیجه ای غیر از هدر دادن زمان و انرژی رسانه ندارد ، درست است که سلام، سلامتی می اورد و از طرفی همه ما وامدار مخاطبانی هستیم که به ما اجازه داده اند در رسانه متعلق به انها برایشان مجری گری کنیم ، ولی دوستان قبول کنید ، انها ( مخاطبان ) امروز بسیار آگاه ترند .. بیایید واقع بین باشیم و حرف خوب بزنیم نه خوب حرف بزنیم !

پ .ن : کتابهای گویندگی زیاد شده و بیشتر هم یکسری اموزشهای کلی و شبیه هم است فکر میکنم توی این حرفه تجربه کاری بیشتر بدرد جوانترها بخورد ... قصد دارم مجموعه پستهای می خواهم گوینده شوم را در این وبلاگ که از حدود سه سال قبل نوشته ام ، به همراه برخی اضافات ! به سروش ( انتشارات سازمان صداو سیما ) پیشنهاد کنم تا برای استفاده علاقمندان چاپ کند ، البته اگر نوبت چاپ به ما برسد
افشین قطبی سرمربی جدید تیم ملی با هشتصد هزار دلار ، برای نوزده ماه سرمربی تیم ملی شد ، این موضوع غیر از مباحث مربوط به مچ بند ها جدیدترین خبر گفت وگوی ما با علی کفاشیان بود البته رئیس فدراسیون فوتبال اعلام کرد اجازه دخالت غیر فوتبالیها را نمی دهد و تا آخر از قطبی حمایت میکند ،کفاشیان درباره مچ بندها هم گفت : این حرکت سیاسی بوده و در بین طرفداران تیم ملی ، ضمن اینکه برخی حمایت کردند ، خیلی ها را هم ناراحت کرد، ولی ما کسی را محروم نکردیم و این موضوع را هم به فیفا اعلام کرده ایم ..... (در حاشیه ).... در همین مورد اقای تاج نائب رئیس کفاشیان در شبکه گفت و گو به ما گفت : این کار نذری بوده و ما از همان قدیما به خاطر ارادتمان، مچ بند می بستیم .... به این می گویند هماهنگی کامل در یک فدراسیون مستقل !
رئیس فدراسیون فوتبال برای توضیح دلایل ناکامی تیم ملی این روزها ستاره پر فروغ رسانه هاست! نمی دانم چقدر حاج علی کفاشیان را می شناسید ؟ ولی همینقدر بدانید که بسیار درستکار و امین است ولی خوب مدیر فوتبالی نیست ! ..... امشب شبکه جام جم یک ساعت ۳۰/۲۱ به وقت ایران میزبان ایشان هستیم ، امیدوارم گفت وگویی جالب و البته متفاوت باشد.
وقتي که فلورتینو پرز مدیر مقتدر باشگاه رئال ماردید ۹۴ میلیون یورو (۱۳۱ میلیون دلار) برای خریدن کریستیانو رونالدو ستاره پرتغالی منچستر یوناتید هزینه کرد ، انتقادات زیادی به سوی او از این ولخرجی سرسام آور سرازیر شد . ولی پرز مدیر موفقی است و باشگاهداری را به عنوان یک بنگاه اقتصادی خوب بلد است . دوشنبه شب ورزشگاه سانتیاگو برنابئو میزبان ۸۰ هزار تماشاگري بود که با خرید بلیطهای ۷۰ یورویی ، به دیدن گرانترین فوتبالیست جهان امده بودند ، پرز که در کلکسیون افتخارات خود برای رئال ماردید ، زیدان و فیگو را هم دارد ، امشب موفق شد رکورد بیشترین حضور تماشاگر را هم برای رونمایی از یک بازیکن فوتبال بشکند، رکورد قبلی متعلق به مردم ناپل ایتالیا در سال ۱۹۸۴ و حضور مارادونای افسانه ای بود که ۷۵ هزار نفر ( البته رایگان! ) برای دیدن او آمدند.....تفاوت مهم پرز با مدیران فوتبالی ما در جابجایی این دو کلمه است ! پرز مدیر درآمد است و مدیران فوتبال ما، مدیر هزینه !


تولد امام علی ( ع ) و روز پدر را به شما پدران گرامی و زحمتکش تبریک میگم ، امسال هم بابا مازیار تمام روز پدر رو سر شیفت گویندگی خبر هست مثل سال قبل ! .... خودش میگه تفاوت روز پدر با روز مادر در همینه ! امسال براش یه ساعت خریدیم تا دیگه دیر دنبالم نیاد و بهانه بیاره ساعتم خوابیده بود ! .... همه پدرها زحمت میکشند ، خسته نباشید - امیر علی ![]()
براي دوستان و استادان محترم ارتباطات و بخصوص همکاران خبر ، يک سايت مفيد را معرفي ميکنم، The News Manual مجموعه اي از آموزشهاي کاربردي براي بالا بردن مهارت هاي شما در زمينه هاي مختلف رسانه است ، شما مي توانيد به اين صفحه مراجعه کنيد و بر اساس حروف الفبا ! مطالب مورد نظرتان را پيدا کنيد .. ...موفق باشيد خيلي جالبه
یه برنامه ای راه انداخته ایم که می خواهد با رودربایستی کمتر، سایه و روشن های ورزش ایران را بازگو کند برای اینکه با بقیه برنامه یک تفاوت مهم داشته باشد یک وبلاگ دارد ( اینجا ) ، ممکن است بگویید برو بابا دلت خوشه ! اگر راست میگی بیا راجع به فلان موضوع و فلانی بگو و یا اگر راست میگید بیا انتقادات ما را پخش کن و .... برای امتحان ما هم که شده اول به وبلاگ برنامه تشریف ببرید و بعد هم شنبه شب ساعت ده شب ( ۲۲ ) بیایید روی خط برنامه و کامنت وبلاگ و در جریان بحث سهیم شوید مثلا این هفته یعنی سیزده تیر ماه که بحث ما فوتباله ( از همه چی اون از مچ بند تا ... ) نشانی ما اینه :
شنبه ها ساعت ۲۲ رادیو گفت و گو موج اف ام ردیف ۹/۱۰۳مگاهرتز - تلفن مستقیم برنامه ۲۲۰۱۳۵۵۲
شبکه رادیویی ورزش بمناسبت تولدش ، ویژه برنامه داشت ، امسال خوشبختانه ! زنگی هم به ما زدند تا نظرم را بگم ، به دوستی که این درخواست را داشت گفتم نقد کنم یا مجیز گویی باشد فرمودند: نقد سازنده ... 5 دقیقه وقت به ما رسید ... اما چه گفتم ، اول که خوب این شبکه ، تنها رسانه اختصاصی شنیداری برای ورزش است و در خاورمیانه مانند آن نداریم ( چرا که نگاهی بیندازید بیشتر کشورها مانند الجزیره قطر و سعودی اسپورت و یا همین دوبی اسپورت ، چند کانال ورزشی تصویری دارند ) امروز رادیو ورزش را ورزشیها گوش میکنند و به نوعی اعتبار زیادی دارد وبنده نمره قبولی بین 12 تا 15 می دهم ! ولی پنج نمره اخر که رادیو ورزش ( و به نظر من بیشتر برنامه های ما) نیاز دارند عبارتند از :
1. حضور شبکه ها در فضای وب ، نمای کارمندی دارد، یعنی اسمش این است که یک سایت داریم حالا چند به چند وقت آپ میشود بماند البته رادیو ورزش اینطور نیست منتها طراحی سایت ان ضعفهای جدی دارد مثلا بخش خبرهای تولیدی شبکه دیده نمیشود یا بخش همکاران افتخاری و یا باشگاه شنوندگان برای مشارکت بهتر و بیشتر وجود ندارد که این اشکال جدی است ، قسمتهایی نظیر داشتن پادکست هم در مراحل بعد مطرح میشود
2. سرعت و شفافیت در انعکاس رویدادهای ورزشی در این شبکه نمره خوبی دارد ولی نکته مهم طرح دیدگاههای گوناگون است که با توجه به باز بودن خطوط قرمز در ورزش ، برنامه ساز می تواند بدون ملاحظات و باج دهی های متعارف و تملق گویی رایج ، مسایل را با روشهای زنده و واقعی مورد بررسی قرار دهد ( کاری که برنامه نود میکرد )
3. نکته اخری که وقت شد بگم ، گفتمان است ! یعنی طرح ازاد و بی پروای تمامی مسایل ورزش ایران و نداشتن سقف معین برای گفتمان در برنامه های شبکه ورزش ، برنامه ساز باید با درک تشنگی جامعه ایرانی برای دانستن در حوزه ورزش ، از برگزاری تربیونهای آزاد در این زمینه ابایی نداشته باشد ( این آخری را در شبکه گفت و گو راه انداخته ام که بزودی خبر رسانی میکنم )
اینجا که رسیدیم وقت تمام شد.رادیو ورزش ظرفیت بالایی دارد که با مدیریت با تجربه آن، توان رسیدن به پنج نمره اخر را هم دارد .