خبری - ورزشی - آموزشی
یک قاعده کلی ، خبر تلویزیون بر اساس تصویر نوشته می شود . دبیر خبر ابتدا تصویر را می بیند و سپس خبر را تنظیم و ویرایش میکند ، اول می بینیم و بعد می شنویم پس تصویر قوی تر ( تاثیر گذار تر ) از کلمه است اگر تصاویر مربوط به متن نباشد مخاطب تصاویر را در یاد دارد ولی متن ( خبر ) شما را از یاد می برد بنابراين اطلاعات ارائه شده در متن فراموش خواهد شد.اگر تصوير پيام خود را مي رساند نياز به توضيح اضافه نيست. بايد چيزهايي گفت كه تصوير را تكميل كند. تصوير و متن بايد دقيقا سينك باشد نمی شود خبر یک موضوع را بگوید و تصویر چیز دیگری ... ذکر یک خاطره ! ... چند سال قبل در بخش بامدادی خبری داشتیم با این مضمون که اسفناج ، آهن بدن را زیاد میکند ، تهیه کننده که خبر را میگیرد معمولا چند کلید واژه را به سیستم ارشیو می دهد برای جستجوی تصاویر ، از جمله آهن ... تصویر به پخش میرود ، زمان پخش خبر اسفناج که می رسد ، سردبیر بر روی تلویزیون پیش نمایش ( Preview ) قبل از پخش ان ، تصویر چند دستگاه تریلی را می بیند که کارگران برروی آن اهن خالی میکنند ! سئوال میکند این چیه؟ تهیه کننده هم می گوید در خبرتان آهن بود دیگه !؟ .... تلويزيون تركيبي از صدا و تصوير است. نبايد صدا را فراموش كرد. اگر تيمي قهرمان و برنده جام شده است بايد صداي تشويق تماشاچيان شنيده شود.صدا، تصوير، گرافيك و.. در خدمت خبر هستند و در نهايت بايد خبر به بهترين شكل به اطلاع مخاطب برسد. نبايد اصل خبرقرباني اين ابزارها شود ، برای مطالعه بیشتر ( اینجا )

به جرات می توانم بگویم یکی از حوادث مهم رسانه ای ایران ، راه اندازی رادیو گفت و گو بود ، پرونده این رادیو را می توانید اینجا بخوانید
جمعه در برنامه توپ طلایی ، صحبتهای محمد دادکان رئیس سابق فدراسیون فوتبال را نگاه میکردم از جمله تاکید ایشان بر سپردن امور ورزش به پیشکسوتان و اهالی ورزش ... خود من با این ایده موافقم ،منتها مدیر ورزشی که کسب وکار را بشناسد ... بیایید قبول کنیم امروز ورزش یک صنعت و یک کسب و کار بزرگ است و حجم مالی که در آن وجود دارد قابل ملاحظه است ، به نظر من، مدیریت صحیح می تواند همه چیز را سامان دهد و ورزش هم در ذات خودش موردنیاز مملکت است و از دید هزینه و فایده ملی، باید به بخش هایی از آن نگاه کرد.ما باید در اقتصاد ورزش خودمان این نگاه را دنبال کنیم ، قبول کنید تا موقعی که دوستانی که آنجا مدیر هستند، بگویند ما یک مسئولیت اجتماعی داریم. باید کمک کنیم، حمایت کنیم و ...اینها چیز بدی نیست، ولی فرهنگ کسب و کار شکل نمی گیرد. یعنی تا وقتی من احساس نکنم وقتی دارم یک باشگاه را اداره می کنم، دارم یک بنگاه اقتصادی را اداره می کنم باید سود کنم باید درآمد داشته باشم. نمی توانیم بگوییم اقتصاد حرفه ای ورزش...از زبان بسیاری از مدیران ورزشی شنیده ام که می گویند هدفشان سود آوری نیست ! این جمله خطرناک است ...من با سپردن پستهای مدیریتی ورزش به قول اقای دادکان به پیشکسوتان و خاک خورده های صرفا ورزشی مخالفم چرا که پیشکسوتهای ما فقط می توانند خصایص پهلوانی و قهرمانی را ترویج کنند ولی نمی توانند کسب و کار ورزش را سودآور کنند.