تمرين پوست كلفتي
خبرنگاري خصوصا از نوع ايرانياش، از آن حرفههايي است كه رابطه عجيبي با تهديد و فحش و ناسزا دارد، اين يك روال جا افتاده است كه خبرنگاري موفقتر است كه فحش خور ملس تري داشته باشد، خبرنگار انتقادي هميشه در معرض اين محبتها قرار دارد، هر چه نوشته هايش حساسيت برانگيزتر و جسورانه تر باشد ،تهديدها و فحش ها هم خشن تر مي شود و او بايد پوستش را كلفت تر كند.
خيلي از جوانهايي عشق روزنامه نگاري كه از پشت ميزهاي دانشگاه و يا آموزشگاهها و يا همينطوري به خاطر علاقهاشان به تجريريه مطبوعات مي آيند، به خاطر آنكه تنها روي زيباي خبرنگاري را در فيلمها و سريالها ديده اند، از اين سختي ها در اولين روزهاي كاري به شدت نااميد و مايوس مي شوند ، و اين نااميدي در حوزه هاي سياسي و حوادث آنقدر شديد است كه خيلي ها را وادار به عقب نشيني مي كند.
بسياري از آنها در نخستين روزها دايم در مغزمان اين سئوال مي چرخد و مي چرخد كه آيا رسيدن به اين عشق ارزش مبارزه و ماندن را دارد يا اينكه بهتر است قيدش را يكسره زد و رفت دنبال حرفه اي ديگر، پشت ميزنشيني و چند تا امضاي بي خطر كردن خيلي راحت تر است، اما اگر به ارزش مبارزه رسيدي آنوقت بهترين تصميم زندگيت را گرفته اي....
2- كولينايي براي تمام فصول
شايد در خبرنگاري هيچ چيز به اندازه منحصر به فرد بودن ، خبرنگار را تندتر از پله هاي ترقي و شهرت بالا نمي كشد و اين شهرت براي خبرنگار يعني اينكه منابع خبري اش بالا و بالاتر برود.
براي منحصر به فرد بودن بايد از ديگران متمايز شد ، با سبك نوشتن و موضوعات و حوزهاي كه در آن قلم مي زني، اين تمايز البته بدون هزينه نيست ، هزينه هايي كه حتي تا سخت ترين لحظات مي كشاندت ، اما وقتي كه متمايز شدي آنوقت ديگر پله ها را ده تا يكي طي مي كني و مي شوي كوليناي طاس مطبوعات......
3- نمكدان را بشكن
روزنامهنگاري از آن حرفههايي است كه در آن هديه ها جايگاه ويژهاي دارند ، اين هديهها خصوصا در چند سال اخير كه مسئولان نقش مطبوعات و خبرنگاران را در شكل دهي افكار عمومي درك كرده اند پرمايه تر مي شوند .
اين برگ سبزها هر اسمي كه مي خواهند داشته باشند – رشوههاي قانوني يا همان هديه- ، و به هر مناسبتي كه داده شوند، فرقي نمي كند هدف از دادن همه آنها يك چيز است ، آنها همه حق السكوت غير مستقيمي هستند براي ننوشتن مشكلاتي كه مي بينيد و نوشتن آنچه كه آنها مي خواهند.
متاسفانه برخي از روزنامه نگاران با اين هديه هاي حقير خودشان را مي بازند و به خاطر نمكي كه خوردهاند ، سعي مي كنند نمك دان را نشكند و اينطوري مي شود كه خودسانسوري مي شودبزرگترين آفت مطبوعاتي ايران، خبرنگاري كه نمك گير شود برايش همه چيز تمام مي شود، نمك هاي اينطوري را خصوصا در اول كار نخور و اگر هم خوردي تو تنها كسي هستي كه مي تواني نمكدان آلوده را بشكني ، خودت را ارزان نفروش
4- چوب استاد گله ، هر كي نخوره ....
عيب خيلي از خبرنگارهاي نسل سومي اين است كه تا پايشان به تحريريه مطبوعات مي رسد اعتماد به نفسشان بد جوري گل مي كند و آنوقت مي خواهندتنها بر اساس چيزهايي كه در كتابها خوانده اند يك روزه همه چيزها را تغيير دهند ، در حاليكه هرگز به راههاي رسيدن به آن فكر نمي كنند و آنوقت وقتي كه نمي توانند اين كار را بكنند بدجوري مي خورد توي برجكشان و دلسرد مي شوند.
در روزنامه نگاري شايد علم و اندوخته هاي تئوريك اهميت زيادي داشته باشد، اما تجربه نقشش بدجوري پررنگ است، براي روزنامه نگار شدن ، بايد سالها شاگردي آدم بزرگترهاي مطبوعاتي را بكني كه هميشه فكر مي كني نصف تو هم سرشان نمي شود ، اما حقيقت اين است كه تو مو مي بيني و آنها چرخشش را ، پس اگر پايت به تحريريه اي رسيد آرام و مطمئن قدم بردار ، تو چگوارا نيستي ....
5- بخوان و بنويس و باز بخوان
براي نويسنده مطبوعاتي شدن ،بايد خواند و نوشت ، خيلي از نويسندگان مطبوعاتي به محض اينكه در تجريريه يك روزنامه يا مجله جا خوش مي كنند و تشويقهاي سردبيرشان را مي شنوند ، فكر مي كنند شده اند مركز دنياي نويسندگي و آنوقت ديگر هيچكس را در سطح خودشان قبول ندارند، در حاليكه براي تكامل نويسندگي بايد خواند و نوشت و خواند و نوشت ، يك نويسنده مطبوعات بايد هر روز بداند كه ديگر رقبايش از چه نوشته اند و هر روز و هر روز بنويسد و خودش را نقد كند، خواندن رمال و فيلمنامه جزء لاينفكي براي نويسنده مطبوعاتي موفق شدن است.
6- ديدن نيمه پر ليوان
در روزنامه نگاري لحظاتي پيش مي آيد كه دلت از همه چيز مي گيرد از تمام سختي ها و مشكلاتي كه مثل هفت خوان رستم روبرويت صف كشيدهاند و دشواريهايي كه بر سرت آوار مي شوند از نبود امنيت شغلي و اينكه هنوز اين حرفه در بين مردم جا نيفتاده است، اما اگر اين فاز برايت خيلي طول بكشد ، شايد مجبور شوي قيد همه چيز را يكسره بزني و عشقت را براي هميشه فراموش كني ، يك بازنده هميشگي ، وقتهايي كه ترديد تمام زندگيت را مي گيرد خيلي زود همه چيز را به فراموشي بسپار و به خوبي هاي اين حرفه و نيمه پر ليوان روزنامه نگاري فكر كن
7- ماهي آزاد باش
يك نويسنده تازه كار مطبوعاتي براي آنكه در كارش موفق باشد، بايد هيچ جا لنگر نيندازد و جا خوش نكند، جاخوش كردن در تحريريه يك روزنامه يا مجله يعني رسيدن به آخر كار، تازه كارهاي موفق مطبوعاتي، آنهايي هستند كه هيچ وقت خودشان را در قيد و بند يك روزنامه محصور نمي كنند، آنها به روزنامه هاي مختلف سرك مي كشند و شرايط هر روزنامه را مي سنجند و آنوقت بهترين شرايط را انتخاب مي كنند .....
8- انتقاد پذير باش
اصلي ترين وظيفه يك روزنامه نگار انتقاد كردن است, انتقاد به همه ناراستي ها و كجي هايي كه وجود دارد از سوي هركس و به هر شكلي باشد.
با اين حساب خيلي بد است كه يك روزنامه نگار خودش انتقاد پذير نباشد, انتقاد پذيري حتي در شكل خيلي افراطيش براي يك روزنامه نگار حسن به حساب مي آيد, متاسفانه انتقاد پذيري در بسياري از روزنامه نگاران در همان سن جنيني باقي مي ماند و هيچوقت رشد نمي كند و به اين خاطر بسياري از آنها كه ديگران را در معرض تندترين انتقادات قرار مي دهد, خودش با كوچكترين انتقادي از كوره به در مي رود.
اگر مي خواهي يك روزنامه نگار موفق باشي انتقاد پذير باش تا توانايي آن را داشته باشي تا به ديگران انتقاد كني.
9- پول خودش مي آيد
جوانهايي كه وارد مطبوعات مي شوند ، هنوز چند ماه از ورودشان نگذشته ،هوس پول بدجوري مغزشان را پر مي كند، نكته خيلي عجيب اين است كه چطوري آدمهايي كه با عشق وارد اين حرفه شدهاند، هنوز جايشان را محكم نكرده اند هوس پولهاي قلمبه مي آيد به سراغشان، البته در روزنامه نگاري هم مثل هر حرفه ديگري پول و دستمزدها حرف اول را ميزند، اما در اينجا هم بايد چند وقتي شاگردي كرد تا پول استادي را بتوان گرفت ، اگر از همان اول تمام وقت و فكرت را صرف دستمزد كني روزنامه نگار موفقي از آب درنمي آيي، كمي صبر كن پول خودش مي آيد
10- فردا دير است
اگر هوس روزنامه نگار شدن به كله ات زده ، هي اين دست و آن دست نكن، هي كار را براي فردا نينداز، مطمئن باش كه تو هم مي تواني تنها به جاي خواندن روزنامه ها و مطبوعات خودت يك نويسنده حرفه اي بشوي ، پس از همين امروز شروع كن,نسل سوم جاي خيلي خيلي خوبي است...

